اینستاگرام برندی ۱۲ ساله اما موفق

مقاله اینستاگرام

برند اینستاگرام، کودکی دوازده‌ساله اما بسیار معروف!

برند اینستاگرام شاید نمودی از عملکرد برندهای جدیدی باشد که در دو دهه اخیر موفقیت‌های چشمگیری را در دنیا به‌دست آورده‌اند و به عبارتی تمام اصول موفقیت کلاسیک برندها را زیر سوال برده‌اند!

این‌بار و در این مقاله این که چطور می‌شود برندی تنها طی یک دهه تا به این حد موفقیت، معروفیت و ثروت بدست آورد را در روایتی مختصر و مفید برای شما دوستان  آورده‌ایم

نمودار ارزش برند اینستاگرام
instagram brand value

 

 

تصویر بالا نشان‌گر جایگاه  نوزدهم در بین 100 برند برتر دنیا و ارزش 32 میلیارد دلاری این برند در سال گذشته است.

این رقم فقط ارزش برند اینستاگرام است و نه سرمایه‌های فیزیکی این برند که بسیار بیشتر از این هستند

در تصویر زیر مسیر رشد این برند مشخص شده، یعنی از زمانی‌که این برند وارد لیست 100 برند برتر دنیا شده است تنها یک سال می‌گذرد و میزان رشد، چشمگیر بوده است

نمودار رشد اینستاگرام
رشد برند اینستاگرام

 

 

 

صرفا موفقیت‌های کنونی یک شخص یا برند را نبین و لازم است مسیر گذشته آن را نیز رصد کنی!

جمله بالا را حتما بارها و بارها طی سالهای گذشته شنیده‌اید اما:

هرچه هم این جمله را می‌شنویم باز هم اغلب دچار همین ناتوانی بینشی می‌شویم

به‌عبارتی بیشترمان صرفا موفقیت‌های کنونی برندها را می‌بینیم و حتی اگر  برندی سازمانی یا شخصی را از بدو تولدش بشناسیم، معمولا تصاویر شفافی از روزهای اولی که شروع کرده است نداریم.

اغلب تصورمان این است که این برند از روز اول همین‌قدر موفق بوده است!

فراموشی مسیر فراز و نشیب برندها، اغلب برای‌مان بد است چون تنها معیارمان، موفقیت‌های کنونی آنها بوده و بعد در مقام مقایسه، خودمان را بسیار عقب‌تر از آن‌ها تصور می‌کنیم.

این در حالیست که اگر بتوانیم با یک داستان واقعی از برندها مواجه شویم چه‌بسا موجب شود به خودمان انگیزه بیشتری برای موفقیت بدهیم.

داستان برند اینستاگرام هم از این قاعده مستثنی نیست.

خصوصا که این برند شبکه‌اجتماعی، اکنون به حدی فراگیر شده است که اغلب ما با وجودی‌که می‌دانیم عمر این برند حدود یک دهه است اما احتمالا اطلاعات دقیقی از مسیری که پیموده است نداریم.

پس در این مقاله قصدمان این است مسیر برند اینستاگرام را از روز تولدش برای شما با روایتی صحیح  بازگو کنیم..

در این مطلب احتمالا می‌توانیم درس‌هایی را به عنوان صاحبان برندهای شخصی یا سازمانی کوچک و بزرگ برای کسب‌وکارهای‌مان در ایران  بگیریم.

دگمه شروع!

در نیمه دوم سال 2009 کوین سیستروم، مهندس نرم‌افزار آمریکایی، اپلیکیشن انتشار عکسی با نام باربن را استارت زد و تنها  چند ماه بعد، مایک‌ کراگر برزیلی که او هم مهندس نرم‌افزار بود به این پروژه اضافه شد.

نام برند بعد از یک تغییر فوری از اسم نامربوط اولیه باربن بدل شد به نام کنونی

Instant camera + Telegram = Instagram

به معنای پیام‌رسانی فوری از طریق دوربین ((دوربین فوری +تلگرام= اینستاگرام))

اگر علاقه‌مند به انتخاب اسم برند هستید حتما این مقاله را بخوانید(کلیدهای طلایی انتخاب اسم برند)

می‌دانیم که امروز یک بازوی مهم اینستاگرام انتشار فیلم‌هاست.

شاید نام‌گذاری اولیه آن‌ها که مشخصا به واژه عکاسی در آن اشاره نشده بود بعدها برای گسترش برند از عکس به سمت فیلم به آن‌ها کمک کرده است.

 

خب، آیا اینستاگرام هم مثل برخی برندها از زیرپله شروع کرده است؟

باید بگویم که خیر، این اپلیکیشن با جذب سرمایه 500هزاردلاری در نیمه دوم سال 2010 کارش را آغاز کرده است.

سالها پیش از آن و در سال 1977 همان‌طور که در  داستان برند اپل و استیوجابز خواندیم برند اپل با سرمایه  250.000دلاری مایک مارکولا کار خود را آغاز کرده بود.

با این تفاوت که در آن روزگاران کار استیو جابز بسیار سخت‌تر بود چون مفهوم استارتاپ و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر به معنای امروز اصلا وجود نداشتند!

اما چندین سال بعد خصوصا در سیلیکون‌ولی ایالات متحده، جامعه‌ای شکل گرفتند که سرمایه‌گذاران خطرپذیر نامیده شدند.

این افراد  اساسا کارشان این است که ایده‌های جدید را رصد کرده و در صورت دیدن پتانسیل در آن‌ها روی این کسب‌وکارهای نوپا  سرمایه‌گذاری‌های کلان انجام می‌دهند.

هرچند که درصد چشمگیری از این سرمایه‌گذاری‌ها هرگز به موفقیت نمی‌رسند!

اما در مورد برند اینستاگرام حداقل این‌طور نبود و توانست موفقیت زیادی را برای سرمایه‌گذاران خطرپذیر آن به ارمغان آورد.

به هرحال در تابستان 2010 اولین عکس اینستاگرام توسط کوین سیستروم به اشتراک گذاشته شد

آن‌ها در ابتدا اپلیکیشن خود را صرفا برای گوشی‌های آیفون اپل و نرم‌افزار ios   بهینه‌سازی کرده بودند

تنها حدود شش ماه بعد و در اوایل سال 2011 اینستاگرام نوپا توانست هفت میلیون دلار سرمایه جدید جذب کند

دقیقا یک سال بعد و در بهار سال 2012 آن‌ها پنجاه میلیون دلار سرمایه جدیدتر جذب کردند و ارزش کسب‌وکارشان را به پانصد میلیون‌دلار رساندند!

برندهایی مثل اینستاگرام که روی موج نوآوری سوار شده‌اند ناچار به بهبودهای دائمی و بالابردن راندمان هستند چرا که حداقل در ابتدای کار، رقابت بسیار سنگین و کمرشکن است.

به طور مثال حجم زیاد یک برنامه می‌تواند از جمله عواملی باشد که نصب اپلیکیشن توسط کاربران جدید را کاهش دهد.

یکی از مهمترین اقدامات اینستاگرام در سال 2014 این بود که حجم برنامه اندرویدی خود را روی گوشی‌ها به نصف ظرفیت کاهش داد!

همین‌جا شاید برای من‌وشمای صاحب کسب‌وکار، ایده‌ای باشد که:

من چه کاری می‌توانم انجام دهم که استفاده از محصول یا خدماتم برای مشتری ساده‌تر بشود؟

خواهش می‌کنم به این سوال فکر کرده و همین الان در یک خط برای خودتان یادداشت نمایید:

………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

در سال 2012  یک برادر بزرگ (اشاره به رمان 1984 جورج اورول) به نام فیس بوک احساس کرد اینستاگرام می‌تواند رقیبی جدی برای او باشد چرا که فیس بوک به رشد تنها سه درصد در سال رسیده بود در حالی‌که رشد اینستاگرام سرسام‌آور بود!

پس آن‌ها بیکار ننشسته و با سیصد میلیون‌دلار پول نقد و هفتصد میلیون‌دلار سهامشان، اینستاگرام را البته با شرط مدیریت مستقل بنیانگذاران، تحت مالکیت خودشان درآوردند.

چیزهایی که امروز به نظر ما بسیار عادی می‌رسند هرکدام در برهه‌ای از زندگی کوتاه اینستاگرام به دنیا آمده‌اند و در موفقیت آن نقش به‌سزایی داشته‌اند.

مسیر نوآوری‌های این برند ادامه یافت  که برخی از آن‌ها شامل موارد زیر بودند.

  • شاید یکی از اولین اقدامات و نوآوری‌های مهم اینستاگرام هشتگ‌ها بودند که در سال 2011 به دنیا آمدند و به کشف موضوعات و افراد در این فضا کمک شایانی کرده‌اند و همچنان هم می‌کنند
  • اواخر همین سال فیلترهای عکس به پست اینستاگرام افزوده شدند
  • سال 2012 نسخه اندروید به بازار ارائه شد و در یک روز توانست یک میلیون بار دانلود شود
  • در ابتدای 2013 امکان تگ‌کردن افراد و پیج ها افزوده شد
  • در همین سال 2013 امکان اشتراک‌گذاری ویدیوهای کوتاه ممکن شد
  • دوباره در سال 2013 امکان تبلیغات فقط در آمریکا فعال شد
  • امکان ارسال پیام خصوصی یا دایرکت، برای کاربران در سال 2013 فراهم شد
  • در سال 2015 اینستاگرام چهره تبلیغاتی خود را مشخص‌تر کرد و ابزارهایی برای صاحبان کسب وکار ارائه داد
  • امکان بومرنگ تصاویر هم در همین سال به اینستاگرام افزوده شد
  • اوایل سال 2016 امکان مدیریت چند پیج اینستاگرام به یک کاربر داده می‌شود
  • و همین سال اینستاگرام از لوگوی جدید خود (همین لوگوی کنونی) که دیگر صرفا یک دوربین عکاسی را نشان نمی‌داد رونمایی کرد
    تاریخچه لوگوی اینستاگرام
    تغییرات لوگوی برند اینستاگرام

 

  • در ادامه سال 2016 ابزارهای تجزیه و تحلیل پست‌ها را که برای صاحبان کسب‌وکار بسیار مهم است ارائه می‌دهد
  • در باقی سال 2016 آن‌ها یک ویژگی کاربربیچاره‌کن جدید اضافه کرد و آن‌هم امکان استوری اینستاگرام بود
  • دوباره در همین سال امکان زوم کردن تصاویر پست‌های اینستاگرام افزوده می‌شود
  • آن‌ها قابلیت لایو‌های یک‌ساعته اما بدون امکان ذخیره‌شدن را در این سال رونمایی کردند
  • سال 2017 امکان پخش چندین عکس در یک پست به صورت اسلایدهای پشت‌سر هم به امکانات آن ها افزوده شد
  • دوباره در همین سال امکان آرشیو کردن پست‌ها نیز به وجود آمد شما می‌توانید بعد از مدتی پست را بدون از دست دادن لایک و کامنت به صفحه خود اضافه نمایید
  • در 2018 آی‌جی‌تی‌وی ده دقیقه‌ای برای همه کاربران و یک ساعته برای کاربران خاص را معرفی کرد

یعنی کمتر از 4 سال پیش از این آی‌جی تی‌وی اینستاگرام فعال شد.

شاید باورش برای ما خیلی سخت باشد که تنها چهارسال از این موضوع می‌گذرد گویا ده‌ها سال است که تلویزیون اینستاگرام وجود دارد!

و این مسیر نوآوری اما همچنان ادامه دارد!

 

نکته مهم این‌که برند اینستاگرام هم مثل اغلب برندهای هوشمند و موفق سعی می‌کند اقدامات را از سر عجله انجام ندهد!

به طور مثال اغلب قابلیت‌های این برند یک به یک و به صورت تستی انجام شده است

لایو ابتدا در آمریکا آزمایش شده و کم‌کم گسترش یافت

ویدیوهای اینستاگرام ابتدا تنها یک دقیقه‌ای بودند بعد ده دقیقه‌ای شده و سپس افزایش یافتند

همچین محدودیت‌های سایز عکس نیز قدم به قدم کاهش یافتند

آن‌ها ابتدا همه‌چیز را تست می‌کنند، نتایج را بررسی کرده زیرساخت‌ها را آماده می‌کنند و سپس به گسترش و فراگیری جهانی می‌پردازند!

اواخر سال 2018 موسسان اولیه اینستاگرام، سیستروم و کریگر از مسئولیت خود در این شبکه اجتماعی کناره‌گیری کردند و به دنبال ادامه مسیر خود در جای دیگری رفتند

امکان تماس ویدیویی از طریق اکانت اینستاگرام در سال 2021 و خصوصا بعد از پاندمی کرونا به ویژگی‌های این برند افزوده شد هرچند که نقش خیلی پررنگی در این برند ایفا نکرده است

اینجا بیان یک نکته را بسیار مهم می‌دانیم. خواهشا دقیق توجه نمایید

در برندینگ ما دو واژه بسیار مهم، پرکاربرد و متاسفانه کم‌توجه‌شده در ایران داریم

POP    points of parity

POD  points of difference

ترجمه ساده آن‌ها می‌شود: نقاط اشتراک و نقاط تمایز!

چرا می‌گویم کم‌توجه شده؟

چون بسیاری از کسانی که در ایران به دنبال برندسازی هستند صرفا تصورشان این است که باید روی نقاط تمایز کار کنند و از قسمت دیگر کار غافل می‌شوند

اما قسمت دیگر کار چیست؟

نقاط اشتراک چیزیست که شما به عنوان بازیکن یک رده مشخص از بازار، نمی‌توانید آن‌ را نداشته باشید.

هرچند که ممکن است این ویژگی شما، نه خیلی خارق‌العاده باشد و نه‌برای‌تان مشتری خاصی بیاورد

حتی ممکن است بار هزینه‌ای هم روی دوش شما بیندازد اما ناچار هستند که آن را داشته باشید

داستان ارتباط ویدیویی در رسانه‌های مجازی هم اکنون همین نقاط اشتراک است.

چرا که تقریبا به صورت یک استاندارد درتمام اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی در آمده است.

شاید یک مثال بارز دیگر در این زمینه قابلیت نصب دو سیم‌کارت روی گوشی‌های موبایل باشد که برند اپل سالیان سال برای انجام آن مقاومت می‌کرد.

اما بالاخره به جایی رسیدند که دیدند مشتریان این بازار، داشتن قابلیت نصب دوسیم‌کارت روی یک گوشی را نه‌یک ویژگی متمایز بلکه یک امکان اولیه بسیار عادی می‌پندارند

اگر شما این امکان را نداشته باشید ممکن است از سبد انتخاب مشتریان حذف شوند.

از آن طرف، بحث نقاط تمایز هم که بسیار مهم است.

این که ما چه تفاوت‌ یا تفاوت‌هایی با سایر بازیکنان بازار داریم که مشتری به‌خاطر آن‌ها ما را ترجیح می‌دهد؟

اگر این نقاط تمایز وجود نداشته باشند باز هم ما از سبد انتخابی بیرون می‌افتیم

پس حالا تو دوست خوب من ببین که برای برند خودت چه نقاط تمایز و چه نقاط اشتراکی تعریف کرده‌ای، آن‌ها را در دو خط بنویس:

نقاط اشتراک:………………………………………………………………………………………………………………………………………………

نقاط تمایز:………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

 

طی مسیر نوآور‌ی‌های اینستاگرام،  ویژگی‌های به‌ظاهر کوچکی به این اپلیکیشن افزوده شده است که توانسته به رشد و فراگیری آن به شدت کمک کند

به طور مثال به همین ویژگی افزودن مناطق جغرافیایی در زیر پست‌ها دقت کنید:

علاوه بر نتایج عملکردی که در انتشار پست و یافتن مخاطبان محلی دارد می‌تواند انگیزه‌ای باشد که افراد در هر مکان جدیدی که به سفر می‌روند حتما پست‌هایی را با تگ آدرس جغرافیایی خود ارسال نمایند.

این موارد به‌ظاهر بسیار کوچک می‌توانند مخاطبان را به استفاده هرچه بیشتری از محصول یا خدمات ما به عنوان صاحبان کسب وکار جلب کنند.

چه خوب است ما هم بیندیشیم که چگونه می‌توانیم مخاطبان کسب‌وکارمان را همواره با محصولات و خدمات‌مان متصل نگه داریم؟

اینستاگرام روی موج سرعت، کم‌طاقتی و عجول‌بودن مخاطبان سوار شده است و همه‌چیز را به نحوی جلو برده که با صرف کمترین زمان ممکن بتوانیم بیشترین تنوع را دریافت کنیم.

البته متاسفانه باید بگوییم که این اقدام هرچند شاید منتج به موفقیت افسانه‌ای آن‌ها شده است لیکن کیفیت یادگیری انسان‌ها را به شدت پایین آورده است!

اما داستان جالبی که احسان مهدی‌نژاد نویسنده مقاله به عنوان یک استراتژیست برند و تولیدکننده محتوای دیجیتال، به تازگی به آن پی برده است این بود:

“چند روز پیش با همسرم درباره موضوعی صحبت می‌کردیم که در نهایت به نام یک شخص رسیدیم.

همسرم پرسید اونو  از نزدیک می‌شناسی؟ گفتم خیر اما می‌تونی سرچ کنی…

بعد در کمال تعجب دیدم که به جای گوگل کردن شروع کرد در اینستاگرام سرچ کردن!

دهان من از تعجب باز مانده بود و به او گفتم چرا گوگل نمی‌کنی؟

گفت من خیلی وقته برای سرچ افراد از اینستاگرام استفاده می‌کنم چرا که گوگل کلی مطلب حاشیه‌ای به من میده!

اما حداقل در مورد این موضوع من می‌خوام یک شخص رو پیدا کنم و به نظرم بهترین همین اینستاگرام است!

شاید برای برخی شما دوستان این موضوع همچنان چیز عجیبی نباشد اما حداقل برای من اینطور بود. باورم نمی‌شد که اینستاگرام به جای یک موتور جستجوی جایگزین گوگل هم فراگیر شده باشد!”

اما برای یک نتیجه‌گیری مهم کسب‌وکاری بهتر است دوباره به عقب و سال 2011 باز گردیم

اینستاگرام در ابتدا یک شبکه اجتماعی، برای به ‌اشتراک‌گذاری فقط عکس بود! همین و بس

آن‌ها در ابتدا ایده بلندپروازانه‌ای برای زیرسلطه بردن تمام جهان نداشتند و صرفا قصد داشتند که ایده جذاب خودشان را به بوته آزمایش بگذارند

تمام این امکانات و قابلیت‌های عجیب‌وغریبی که درباره آن صحبت کردیم که البته خیلی بیشتر از لیست ما بودند طی مسیر یازده سال گذشته به آن افزوده شده و همچنان می‌شوند

این را  به دوستانی می‌گوییم که چند سالیست در حال طراحی  ذهنی راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدی هستند و به دنبال نوشتن دقیق تک‌تک قدم‌های مسیر!

دوست عزیزمان، ما  از کسانی هستم که به شدت معتقد به برنامه‌ریزی قبل از شروع هرکاری هستیم اما باید بگوییم که  در این مسیر کامل‌گرایی نکنید.

گاهی یک ایده ساده، اگر به درستی اجرا شود مابقی ریزه‌کاری‌ها‌ طی مسیر کشف، افزوده یا اصلاح خواهند شد

اقای پروفسور رابرت رونشتات در سال 1988 اصلی را به نام اصل راهرو یا (کریدور پرینسیپل) مطرح کردند با مضمون کلی زیر:

صرف شروع یک سرمایه‌گذاری، کارآفرین را قادر می‌سازد تا فرصت‌های دیگری را ببیند که در صورت شروع‌نکردن کار، نه می‌توانست آن‌ها را ببیند و نه متوجه پتانسیل کسب‌وکاری آن‌ها شود!

در نهایت این اصل به این اشاره دارد که برای کارآفرینی باید یک دیدگاه بلند‌مدت در نظر گرفته شود

اصل کوریدور
مقاله داستان برند اینستاگرام

اما به زبان ساده، شما اغلب برای شروع یک کسب‌وکار صرفا مسیری خطی را می‌بینید  و شاید تصویر روشنایی از انتهای راهرو دارید.

به سمت آن حرکت می‌کنید.

موضوع مهم این است که طی مسیر، درهای زیادی دو طرف شما وجود دارند که گاهی برای شما باز می‌شوند.

این درها در بسیاری از مواقع به شما کمک می‌کنند اما به هر حال این دربها از همان ابتدای مسیر هرگز دیده نمی‌شدند و فقط با طی مسیر است که می‌توانیم به وجود آن‌ها پی ببریم!

 

مدل درآمدی اینستاگرام

اینستاگرام که به صورت رسمی در نیمه سال 2010 به وجود آمده بود و تا حدود سه سال بعد چندصد میلیون دلار ارزش داشت هنوز تا اواخر سال 2013 درآمدی ایجاد نکرده بود.

و این هم از عجایب دیگر دنیای ماست!

صاحبان سرمایه خصوصا برندهای استارتاپی در دنیا متوجه شده‌اند که اینگیجمنت (درگیرسازی) بالای یک رسانه خودش به خودی خود یک نقطه قوت ارزشمند است.

آن‌ها میلیونها دلار پول بابت اپلیکیشن‌هایی می‌دهند که ممکن است تا سالها پولی نسازند یا سوددهی نداشته باشند اما مطمئن هستند بالاخره راهی برای درامدزایی ایجاد خواهند کرد

اینستاگرام هم دقیقا همین راه را رفت. آن‌ها در اوایل سال 2014 برای اولین بار توانستند درآمدزایی از راه تبلیغات به‌دست بیاورند

این برند در سال 2016 یک میلیون نفر تبلیغ‌کننده رسمی داشتند. (قابل ذکر است که این امکان در ایران قابلیت عملکردی ندارد)

نسخه اینستاگرام بیزنس نیز یکی دیگر از گام‌ها در راه به سودرسانی این کسب‌وکار بود.

قابلیت‌هایی مثل اینسایت در صفحات تجاری که کاملا به شما نشان می‌دهد چه تعداد آدم با چه میزان از توجه به عکس‌ها، ویدیوها یا پست‌های تبلیغاتی شما توجه کرده‌اند!

چیزی که در دنیای تبلیغات برای صاحبان کسب‌وکار آرزوگونه است چرا که در بیشتر موارد هرگز از میزان اثربخش بودن تبلیغات خود آگاه نمی‌شوند!

اما یک آمار جالب

68درصد از کاربران اینستاگرام زنان و 32 درصد مردان هستند، ما خودمان این آمار را تا پیش از نوشتن این مقاله نمی‌دانستیم هرچند که انتظارش را داشتیم.

 

درآمد زایی از طریق اینستاگرام
درست است که اینستاگرام اکنون میلیاردها دلار ارزش دارد و میلیون‌ها دلار درآمد، ولی نباید از اثری که در ساخت کسب‌وکارهای کوچک در جهان گذشته است غافل شویم

در همین ایران ما که علی‌الظاهر برخی از امکانات تبلیغاتی آن کار نمی‌کند حدود یک میلیون صفحه بومی داریم که درآمدهای حداقلی دارند

به نوعی باید گفت برند اینستاگرام، مشکل بیکاری را برای سیاستگذاران کمرنگ کرده است!

ضمنا 200.000 کسب وکار بزرگ و متوسط هم در ایران در این اپلیکیشن فعال هستند.

پس کم نیستند کسب‌وکارهای یک یا چند نفره‌ای که  خصوصا بعد از شیوع کرونا فروش و درآمد‌های میلیاردی کسب‌ کرده و می‌کنند.

ضمن این که اینستاگرام توانسته قدرت بی‌مانندی به اینفلوئنسرهای این شبکه اجتماعی بدهد که این روزها هزینه‌های چند ده میلیونی برای انتشار یک پست یا یک استوری تبلیغاتی از صاحبان کسب‌وکارها می‌گیرند.

البته که صاحبان کسب‌وکارها هم معمولا از نتیجه این تبلیغات راضی هستند! درآمد این صفحات بزرگ اینستاگرامی تا 1000 میلیارد تومان در سال تخمین زده شده است!

جمع‌بندی مقاله:

  1. هیچ برندی یک روزه موفق نشده است حتی همین اینستاگرام دوازده‌ ساله هم حداقل دو سه سال اول را بدون سود جلو برده است تا کم‌کم توانسته به درآمد و موفقیت برسد!
  2. نقاط اشتراک و نقاط تمایز را برای کسب‌وکارمان مشخص کنیم چرا که شاید برخی اقدامات ما مستقیما به نتیجه مالی منتج نشود اما برای رقابت در بازار ناچار به انجام آن‌ها هستیم درست مثل قابلیت تماس ویدیویی در اینستاگرام و البته نقاط تمایز که باید برای توجیه خرید خدمات یا محصولات خودمان به مشتری بدهیم
  3. اصل کریدور یا راهرو را نیز به کار ببندیم. گاهی دست‌دست کردن زیاد و توهم برنامه‌ریزی موبه‌مو می‌‌تواند شروع به کار ما را سالیان سال به تعویق بیندازد و عمر گران‌مان را به هدر بدهد

در انتها آقای احسان مهدی‌نزاد نویسنده این مقاله یک ویدیوی مکمل کوتاه در این باره آماده کرده‌اند که پیشنهاد می‌کنیم ببینید

 

امیدوارم از مطالعه این مقاله لذت برده باشید.

احسان مهدی‌نژاد استراتژیست برندینگ سازمانی و شخصی

درباره مجموعه هزارمدیر و احسان مهدی‌نژاد بیشتر بدانید

(Visited 18 times, 1 visits today)
اشتراک گذاری با دیگران :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *