چکیده کتاب ارزشمند یک ذهن کاملا جدید اثر دنیل پینک

چکیده کتاب ارزشمند فکرکامل جدید، اثر دانیل اچ پینک

این کتاب در سال ۲۰۰۵ نوشته شده و در کوتاه مدت به ۱۶ زبان دنیا ترجمه شده و به فروش رفته است. موضوع اصلی کتاب بر اساس توانایی‌های قسمت راست مغز ما تدوین شده است و در سراسر کتاب نویسنده به نحو اعتیادگونه‌ای از قدرتمندی سمت راست مغز ما تعریف و تمجید کرده است!
این‌ها را از این جهت می‌گویم که شما خواننده گرامی اگر فردی کاملا منطقی هستید شاید بعد از خواندن این کتاب با چالش‌های فکری مواجه شوید که آموخته‌های کنونی‌تان تا الان اشتباه بوده است و احتمالا هم، همین امر تا حدود زیادی باعث مقبولیت این کتاب شده است.
لازم به ذکر است که این کتاب در ایران توسط نشر کندوکاو و با ترجمه جناب آقای امیر رحیمی در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است و چنان‌چه به موضوع این کتاب، علاقه‌مند بودید نسخه چاپی آن را تهیه فرمایید.
مثل آثار قبلی که توسط بنده چکیده‌ نویسی شده است، این اثر هم با بومی سازی توسط خودم تلطیف شده تا خواننده عزیز هموطن، همذات‌پنداری بیشتری با اصل موضوع داشته باشد.
موفق و نام‌دار باشید
احسان مهدی‌نژاد

در این کتاب به ۶ توانایی ذاتی ما انسان‌ها اشاره شده است که نویسنده آنها را حواس ۶ گانه نامیده است و شامل:
۱٫ طراحی ۲٫ داستان ۳٫ هم صدایی ۴٫ همذات‌پنداری ۵٫ بازی ۶٫ معناگرایی می‌باشند.

در تمام فصول کتاب یک به یک این حواس و کاربردهای آنها بررسی می‌گردد. از نظر پینک این‌ حواس، ویژگی‌های ۶ گانه اصلی ما انسان‌ها هستند که تسلط ما بر آنها می‌تواند عامل اصلی موفقیت ما باشد.

در فصل اول پینک خاطره خودش را در دستگاه M.R.I و سپس F.M.R.I نقل می‌کند که تست تشخیص چهره افراد در آن صورت پذیرفته است. وی می‌گوید:
مغز ۱۶۰۰ گرمی من کاملا عادی و بدون تفاوت با سایرین بود، اما چیزی که او را حیرت ‌زده کرده است واکنش نیمه راست نسبت به تصایر بوده است!
زمانی که به چهره‌های تصاویر توجه می‌شده است نیمه راست مغز تحریک شده است و زمانی که افراد تفنگ در دست داشتند و احساس خطر صورت می‌پذیرفته است نیمه چپ مغز تحریک شده است!
تا سال ۱۹۵۰ میلادی تقریبا تمام تحقیقات علمی نشان از اهمیت ویژه نیمه چپ یا منطقی داشتند و طی قرن‌ها، این تصور غالب وجود داشت که تفاوت اصلی حیوان و انسان در نقش تحلیلگر قسمت چپ نهفته است.
تا این که در این سال، دانشمندی به نام اسپری، تشخیص داد، نقش بسیار مهم کل‌نگر بودن بر عهده سمت راست مغز قرار دارد!
قسمتی که الگوها را تشخیص می‌دهد و در زمان لازم در یک لحظه مهم، تصمیمی سرنوشت‌ساز می‌گیرد!
به عبارتی در این زمان اثبات شده که ما دوذهنی هستیم!
این تشخیص برای اسپری جایزه نوبل را به ارمغان آورد!

راز مشاهده کردن واقعی دنیا، خاموش کردن قسمت چپ، یعنی قسمت منطقی و پرمدعای همه‌چیزدان است!
تنها این زمان است که جادوی مغز قدرتمند راست به کار می‌افتد.

سه دهه تحقیق نشان داده است که وضعیت دو نیمکره مغز ما به چهار گروه زیر مرتبط است:
۱٫ هر نیمکره قسمت دیگر بدن را کنترل می‌کند. به عبارتی سکته راست مغز‌، قسمت چپ بدن ما را از کار می‌اندازد. از آنجایی که ۹۰ درصد مردم دنیا راست‌دست هستند، حرکاتی مثل نوشتن‌،خوردن با نیم‌کره چپ ما کنترل می‌شود.
۲٫ نیمکره چپ مغز ما با ترتیب کار می‌کند و نیمکره راست هم‌زمان فعالیت می‌کند. مثلا تفسیر چهره که امری بسیار پیچیده است بر عهده سمت راست مغز ما قرار دارد و همین مزیت نسبی انسان ‌نسبت به کامپیوتر است
۳٫ . تخصص نیمه چپ در متون است و توانایی نیمه راست در کل عرصه است. یعنی به عبارتی لحن را درک می‌کند. وقتی شما به کسی که کار مهمی را فراموش کرده است می‌گویید: استاد،‌ اینو جا گذاشتید! از نظر مغز چپ یک اطلاع‌رسانی داشته‌ است اما از نظر مغز راست لحن توهین‌آمیز تلقی می‌شود.
یعنی این که بی‌حواس‌، این چیز به این مهمی را جا گذاشتی!!
اشخاصی که یک نیم‌کره مغزشان آسیب دیده است به شدت در درک این مفاهیم دارای مشکل هستند چون بخشی از پیام را نمی‌‌گیرند!
یکی دیگر از توانایی‌های مهم قسمت راست مغز توانایی درک استعاره‌هاست که من در کتاب نام‌های تجاری تنبل،‌زرنگ،‌خنثی برای ساخت نام تجاری به آن پرداخته‌ام.
مقاله ۱۹۵۱ ایزا برلین با نام خارپشت و روباه که من یک سال پیش در سایت هزارمدیر گذاشتم و جزو پربازدیدترین مقالات این سایت بوده است باعث شهرت نویسنده آن شد. در این مقاله، سمت چپ، روباه است که خیلی چیزهای منطقی را می‌داند و خارپشت که فقط یک چیز بزرگ را می‌داند! سرآخر هم خارپشت با همان دانش یک چیز کلی پیروز نبرد می‌شود.

نیمکره چپ تحلیلگر و نیمکره راست ترکیب‌گر است یعنی در درک کلی موضوع استاد است.

در انتهای این فصل نویسنده به تغییر جایگاه کنونی مغز راست با چپ در جامعه اشاره دارد و درک اهمیت جامعه کنونی از قدرتمندی قسمت راست مغز!

در فصل دوم نویسنده به ۳۰٫۴۰ سال پیش اشاره دارد که خانواده‌ها تمایل داشتند فرزندانشان به پزشکی،‌مهندسی یا وکالت روی بیاورند! چه جالب، ظاهرا همه ‌جای دنیا شبیه هم است!
از نظر پیتردراکر استاد بازاریابی، این گروه، کارگران دانش نامیده شده‌اند. تمام آزمون‌های موجود سابق و اکنون ما در ایران هم بر مبنای مغز چپ و منطقی استوار شده است و به کمترین توانایی‌های کلی‌نگری و هنری افراد توجهی ندارد!

فراوانی:
بیست یا سی سال پیش در هر محله یک بقالی حسین آقا وجود داشت! اما الان نزدیک هر خانه‌ای حداقل یک فروشگاه غول پیکر قرار دارد! از این فراوانی مشاغل که بگذریم سایت‌های همه‌چیز فروشی سایه‌ سنگینی بر تمامی کسب وکارهای سنتی انداخته‌اند. ما انسان‌های اکنون، انتخاب‌های زیادی داریم و در فراوانی زیادی دست‌و پا می‌زنیم!
یک لحظه به خودتان بیایید و مقدار زباله‌ای که هر روز در منازلتان تلنبار می‌شود را در نظر بگیرید که چندبرابر گذشته شده است.
۳۰ سال پیش برای خرید یک کفش ورزشی ۲ یا ۳ مغازه در محله ما وجود داشت و آخرین باری که کفش ورزشی خریدم از بین صدها مدل و دهها فروشگاه در دسترس به سختی یکی را انتخاب کردم!
تا دیروز هر چیزی که جلوی ما می‌گذاشتند را به راحتی می‌خریدم. یادم می‌آید چندسال پیش که تب آپارتمان‌سازی بالا گرفته بود مردم هر آپارتمانی که کمی با شرایطشان تطبیق داشت را می‌خریدند اما امروز، شخصی که قصد دارد آپارتمان بخرد و پول بپردازد به ده‌ها نکته از قبیل،‌ نمای رومی، منظره ساختمان، لابی، سنگ توالت، کلید و پریز، نام مهندس معمار و ده‌ها عامل دیگر توجه دارد و نقش طراحی بسیار پررنگ تر از سابق شده است.
انسانها دیگر به راحتی ارضا نمی‌شوند و برای اغلب مردم دنیا دیگر دغدغه بقا وجود ندارد بلکه اکثریت دغدغه تعالی دارند!

قاره آسیا:
در سالهای اخیر مهندسان جوانی در فیلیپین، هند و چین سربرآورده که با دستمزدهایی بسیار نازل‌تر از غربی‌ها مشغول به کار هستند!
برنامه‌نویسان آمریکایی که سالی ۷۰٫۰۰۰دلار در آمد داشتند اکنون با رقبای هندی مواجه هستند که تنها به اندازه یک نظافتچی رستوران آمریکایی دستمزد می‌گیرند که البته همین دستمزد ۲۵ برابر یک هندی عادی است!
اکنون ۴۸ درصد نرم‌افزارهای شرکت جنرال الکتریک در هند تهیه می‌َشود!
یعنی ۲۰٫۰۰۰ نفر کارمند جنرال الکتریک اکنون در هندوستان هستند. زیمنس ۳۰۰۰ برنامه نویس در هند دارد و همینطور دیگر شرکت‌های فورچون ۵۰۰!
هر شغلی مبتنی بر زبان انگلیسی، در بازارهای آمریکا و انگلیس و استرالیا را می‌توان بسیار ارزانتر در هند انجام داد!
روسیه در زمینه هوافضا همین وضعیت را دارد. مهندسانی با دستمزدهای بسیار نازل، پروژه‌های غربی را انجام می‌دهند!

کار شخصی:
گری کاسپاروف افسانه‌ای بالاخره تسلیم کامپیوتر شد و تساوی و به عبارتی شکست را پذیرا شد. شطرنج به دلایل متعددی نشانگر فعالیت قسمت چپ مغز است. جایی برای احساسات وجود ندارد و به شدت به محاسبات وابسته است.
گری کاسپاروف در یک مسابقه، وقتی حرکتی اشتباه انجام داد دلگیر شد‌، اما کامپیوتر دلگیر نمی‌شود و کار منطقی خودش را به درستی انجام می‌‌دهد!
ماشین‌ها به سرعت کارهای منطقی را از انسان‌های می‌ربایند. حتی شغل پزشکی هم از این داستان مجزا نیست.

خاطره شخصی:
حدود ۲۰سال پیش در آلمان و در شهر کلن با پدرم روزی در یک پارک که جشنی برگزار می‌شد قدم می‌زدیم. ظاهرا آن روز، روز بهداشت یا همچنین چیزی بود.
کامپیوتری وجود داشت که تست سلامتی می‌گرفت. به اصرار دایی‌ام، پدرم یک سری اطلاعات بدنی به کامپیوتر داد و دستگاه پس از چند دقیقه یک نسخه برگه آ ۴ به ما داد. توضیحات کاملی که ما را مبهوت کرده بود.
تا سالهای سال پدرم این برگه را در خانه نگه داشته بود و مدتها خاطره‌اش را برای دوستان تعریف می‌کرد. خود من اکنون در بسیاری از مواقع برای درمان بیماری‌هایم به اینترنت مراجعه کرده‌ام و اگر در زمینه مورد نظر دوست پزشک قابل اعتمادی نیابم ترجیح می‌دهم به نصیحت‌های استاد گوگل توجه نمایم!
همین طور اکنون بسیاری از سوالات حقوقی را می‌توان به راحتی در اینترنت جستجو کرده و به پاسخ‌های کم‌هزینه رسید!

این سه مورد یعنی فراوانی،‌ قیمت ارزان در آسیا و جایگزینی ماشین‌ با انسان، دلایلی هستند که ما دیگر نمی‌توانیم بیش از حد به توانایی‌های قسمت چپ یا تحلیلی منطقی مغزمان اتکا کنیم و هرچه زودتر باید فکری به حال قسمت راست یا کل نگر خود بنماییم!!

فصل سوم:
در ۱۵۰ سال گذشته سه دوره اقتصادی داشته‌ایم:
۱٫ عصر صنعت شامل کارخانه‌های بزرگ و دوران کارگری
۲٫ عصر اطلاعات و دانش و به عبارتی دوران کارگران دانش
۳٫ اما امروز به دلیل وجود ماشین‌ها و همین‌طور، نیروی کار ارزان آسیا پرده سوم یا دوران مفهوم آغاز شده است. اکنون دوران افرادی است که با نیمه راست مغز خود تفکر می‌نمایند و به عبارتی اثر هنرمندان است.
می‌گویند که هر تصویر قدرتی به اندازه ۱۰۰۰ کلمه دارد و اما من می‌گویم که استعاره قدرتی به اندازه هزار تصویر دارد.( من در کتاب ساخت نامهای تجاری و همینطور ایبوک درواژه به مبحث مهم نام‌های استعاره‌ای پرداخته‌ام.)
لینک کتاب الکترونیک درواژه:

اما همه این‌ها که گفتیم به این معنی نیست که مغز چپ، کلا بلا استفاده می‌شود،‌ بلکه به این معنی‌ است که دیگر به تنهایی کافی نیست.
سوالات بسیار مهمی که افراد و سازمانها باید اکنون از خود بپرسند:
۱٫ آیا این کار در خارج ارزان‌تر انجام می‌شود؟
۲٫ آیا این کار توسط کامپیوتر قابل انجام است؟
۳٫ آیا به این محصول در این دوران فراوانی نیازی است؟

اما مفهوم راست مغزی یعنی چه؟ این مفهوم شامل توانایی:
خلق آثار هنری، عاطفی، تشخیص الگوها و فرصتهای موجود،‌ ترکیب اندیشه‌ها،‌ یافتن شادی در خود و دیگران است!!
امروز دانشکده‌های پزشکی بسیاری از نقاط دنیا به دنبال فراگیری پزشکی داستانی هستند حتی در برخی از دانشگاه‌های پزشکی واحدهای نقاشی و معنویت قرار داده‌اند.
در ژاپن هم مدتی است که دانشگاه‌های ریاضیات و علوم به معنویات رو‌آورده‌اند برای درک معنا و رسالت واقعی زندگی!!
امروزه بسیاری از کمپانی‌های بزرگ دنیا مثل جنرال موتورز به دنبال استخدام فارغ التحصیلان هنر هستند و نه M.B.A!!!
ورود دانشجویان به دانشگاه‌های هنر بسیار سخت‌تر از رشته‌های دیگر است. جالب این که در ایران هم یادم می‌آید از سالها پیش ورود به دانشگاه‌های هنر سخت بود!! حال نمی‌دانم شاید به دلیل کم بودن این مراکز بود!!
اکنون به سرعت، تعداد پذیرفته‌شدگان علمی و اقتصادی مشاغل کم شده و تقاضای استخدام هنرمندان و طراحان به شدت در حال افزایش است.
اکنون شرکتهای بزرگ دنیا به دنبال این هستند که محصولاتشان را زیبا و گیرا بسازند. چندی پیش مدیر عملگرا و مسن جنرال موتورز گفته بود: ما در کار هنر هستیم!!!

اکنون تمامی کسب وکارها به یک گرافیست نیاز دارند. برای طراحی آگهی‌ها و محصولاتشان!!

تحقیقات شخصی به نام گلمن نشان داد که ضریب هوشی I.Q بسیار کم ارزش تر از ضریب احساسی یا E.Q است. درون یک سازمان موثرترین رهبران افرادی خوش رو و خنده‌ساز هستند که ۳ برابر افراد عادی دیگران را می‌خندانند!!
اکنون چندسالی است که جمعیت بسیار زیادی به ورزش‌هایی مانند یوگا علاقه‌مند شده‌اند و افراد زیادی به دنبال کسب معنا در زندگی هستند!

در بخش بعدی به حواس ۶ گانه پرداخته شده است:
۱٫ عمل به تنهایی کافی نیست باید یاد بگیرید که طراحی هم بکنید. خلاقانه،‌ هوسبازانه و عاطفی
۲٫ استدلال دیگر کافی نیست، باید داستان‌گویی را هم فرابگیرید.
۳٫ فقط تمرکز نکنید بلکه ترکیب هم بکنید. مثل استیو جابز که موبایل و اینترنت را ترکیب کرد.
۴٫ سعی نکنید که فردی منطقی باشید امروز باید همدل هم باشید. فروشنده‌ای امروز موفق است که دوست مشتری باشد.
۵٫ عبوس و جدی بودن بس است اکنون وقت شوخ طبعی است.
۶٫ مال جمع کردن کافی است معنای زندگی را به خاطر بیاورید.

طراحی، داستان، ترکیب، همدل بودن، بازی و معنا این حواس ۶ گانه مورد نیاز همگان هستند.

فصل چهارم. طراحی:
شخصی به نام مکنزی، آزمونی را در مدارس انجام داد. دانش‌آموزان سالهای اول و دوم به راحتی به پرسش، چه کسی هنرمند است؟ پاسخ مثبت می‌دادند و در سالهای بالاتر کم کم این ذهنیت از بین رفته بود و افراد، گویی به سوال چه کسی مرض خاصی دارد پاسخ می‌دادند!!
این جای بسی تاسف است که مدارس استعداد هنرمندی را می‌کشند!!

طراحی سابقه دیرینه‌ای دارد، به عبارتی ترکیبی از کاربردی بودن و اهمیت معنایی آن است.
دوستی دارم که چندی پیش یک دست میزنهارخوری و صندلی سفارش داد و پول زیادی هم برای آن پرداخت کرد اما: صندلی‌های دست‌ساز او به محض این که به آنها دست می‌‌خورد از پشت بر می‌گردند!!
چون خانم طراح ناوارد این صندلی‌ها، بلد نبوده که وزن صندلی را به درستی تقسیم کند و فقط به ظاهر کار بسنده کرده است!!
این صندلی‌های نامتناسب، تا سالهای سال به عنوان یک اثر منفی برای آن مثلا طراح باقی خواهند ماند!!

با قدرت تمام اعلام می‌کنم که نسل آینده نسل موفقیت طراحان است. اگر می‌توانید، فرزندانتان را به جای کلاس ریاضی به کلاس طراحی بفرستید. حتی بد نیست که خودتان یا همسرتان هم به این دوره‌ها بروید.
یکی دوسال پیش که کتابهایی از استیوجابز و سیر حرکتی شرکت اپل را می‌خواندم متوجه شدم که تا چه حد مبحث طراحی برای اپل اولویت داشته است و شاید بتوان گفت:
همین عامل دلیل اصلی موفقیت آنها بوده است.
انسانها از هزاران سال پیش و زمانی که سنگها را برای ساخت وسایل شکار می‌تراشیده‌اند طراح بوده‌اند!
شرکت سونی اکنون ۴۰۰ طراح دارد. حتی کلیسایی در آمریکا بیش از ۶۰ طراح دارد.
اکنون زمانی است که اهل کسب وکار نباید طراحان را بهتر بفهمند بلکه آنها باید خودشان طراح باشند!!
راجر مارتین:
اکنون طراحی تنها چیزی است که یک محصول را از محصول دیگر متمایز می‌کند.
من زمانی که دوسال پیش قصد تعویض اتومبیل‌ام را داشتم بین چند انتخاب از بین مدل‌های هیوندایی، رنو،‌کیا و تویوتا تردید داشتم. سرآخر هم یک اتومبیل کیا اسپورتیج ۲۰۱۳ قهوه‌ای خریدم که اکنون مطمئن هستم به دلیل طراحی خاص و خارق‌العاده آن بوده است. اکنون که حدود ۳ سال از آن ماجرا می‌گذرد هنوز زمانی که ماشینم را از کارواش می‌آورم از دیدن آن لذت می‌برم. در حالی که همان زمان تویوتا راو۴ و هیوندایی توسان هم موجود بودند که به نظر من طراحی حرفه‌ای‌تر اسپورتیج، دلیل انتخاب من بوده است!
کریس بنگل رئیس شرکت بی ام و می‌گوید: ما اتومبیل نمی‌سازیم،‌ ما آثار هنری متحرکی می‌سازیم که عشق راننده به کیفیت را بیان می‌کند!!
امروز طراحی باید مردم را شاد کند و زندگی‌شان را بهبود ببخشد. افرادی که گوشی‌های آیفون اپل را در دست می‌گیرند پول احساس لذت خود را داده‌اند و نه چیز دیگر!
امروز حتی اگر توستر و آب پرتقال‌گیری هم می‌سازید باید هنر طراحی را در آن‌ها‌ به کار بگیرید.
اکنون اگر پزشکی می‌خواهد موفق باشد باید روی طراحی مطب خود هزینه کند. کم‌کم عصر پزشکان خسیسی که فقط به فکر پول درآوردن بودند به سر می‌آید!!
در انتخابات حساس ریاست جمهوری آمریکا که در سال ۲۰۰۰ انجام شد، دلیل شکست ال‌گور در برابر جرج بوش را در ایالت فلوریدا طراحی اشتباه برگه‌های رای دانستند!!
این تحقیق دانشگاهی، یک سال بعد از رای‌گیری انجام گردید و مشخص شد به دلیل طراحی اشتباه برگه‌های رای، بسیاری از طرفداران دموکرات‌ها، دوجای برگه را پر کرده‌اند و به همین دلیل رای‌شان باطل شده است!!
حال تصور کنید که اگر جرج بوش نمی‌آمد شاید جنگی در خاور میانه صورت نمی‌پذیرفت و دنیای امروز ما شکل دیگری داشت!! همه از طراحی یک برگه رای!!

طراحی یک استعداد شخصی است که واگذاری آن به خارج از کشورها نشدنی است. همچنین ماشینی کردن آن نیز امکان‌پذیر نیست.
طراح بودن یعنی عامل تغییر بودن و طراحی یعنی راحت‌تر کردن زندگی برای مردم.

استیو جابز از طراحی گوشی‌های موجود در بازار بیزار بود و زمانی که تصمیم گرفت اولین ایفون را در سال ۲۰۰۷ بسازد به مهندسان و طراحانش گفت:
باید گوشی‌ای بسازید که یک صفحه تصویر و فقط یک دگمه روی آن باشد!! همین و بس!!
این کار در آن روز تقریبا نوعی دیوانگی به حساب می‌آمد!! اما همه شاهد هستیم که این کار انجام شد.
ضمن این که باید یک نکته را یادآوری کنم: بسیاری از افرادی که می‌شناسم طراحی را با شلوغی اشتباه می‌گیرند اما باید بگویم که طراحی یعنی:
ساده،‌ زیبا و کاربردی همین و بس!
کارعملی: یک دفترچه یادداشت و برای من در صفحه نوت موبایل، هر زمان یک طراحی زیبا دیدید یادداشتی درباره آن بنویسید.
از طراحی‌های خوب و بد عکس بردارید تا ذهن و چشمتان را حرفه‌ای بار بیاورید. مجله‌های طراحی بخوانید. روی اختصاصی کردن محصولات برای مشتریان خود کار کنید. برای هر شخصی محصول خاص خود را طراحی کنید.
یکی از مشکلات من با همسرم این بود که همیشه می‌خواست همه چیز را تغییر دهد. اکنون می‌فهمم که او ذهن خلاقی دارد و باید بیشتر به آن بها بدهد!!
از موزه‌های طراحی بازدید کنید و من پیشنهاد می‌دهم درکنار عضویت در کانا‌ل‌های دوستان،‌ در یک کانال خلاقیت هم عضو شوید.
TELEGRAM: PAGE-KHALAGHIAT

در طرح گرافیکی‌تان ۴ عامل را رعایت نمایید:
۱٫ تفاوت
۲٫ تکرار
۳٫ هم راستایی
۴٫ هم جواری
مشکل پسند باشید. لباس‌های عالی بخرید.

فصل پنجم : داستان
دانشمندی به نام ترنر در کتابش به نام ذهن ادبی می‌نویسد:
داستان ابزار پایه‌ای تفکر ماست. وسیله اصلی ذهن ما برای نگاه به آینده و برنامه‌ریزی است.
نیاکان ما از هزاران سال پیش بعد از شکار روزانه و دور آتش برای یکدیگر داستان نقل می‌کردند.
دو دهه پیش، اطلاعات نقش ارزشمندی داشتند اما امروز یک کودک در آفریقا هم می‌تواند به سرعت یک کتاب‌دار در انگلیس به همان اطلاعات ناب دسترسی داشته باشد و این یعنی این که عصر اطلاعات هم به سر آمده است!
اطلاعات می‌گوید: ملکه مرد و شاه هم مرد! اما داستان می‌گوید: ملکه مرد‌، شاه هم از دل شکستگی‌اش مرد!!

داستان، اطلاعات، دانش و عواطف را در یک پکیج خلاصه می‌کند!
امروز خلاصه‌کردن، عاطفی‌کردن و زمینه‌سازی کردن در عصر مفهومی اهمیت دارد.
جوزف کمپل و قهرمان هزار چهره:
روزی روزگاری قهرمانی زندگی می‌کرد و مردمی وی را از سرزمینش راندند،‌ در سرزمین جدید سختی کشید و موفقیت کسب کرد و سپس به سرزمینش بازگشت!!
کمپل می‌گوید که:
در همه اساطیر این پایه داستانی است و داستان قهرمان، سه قسمت دارد:
۱٫ عزیمت، ‌اقدام و بازگشت
هاکلبری‌فین،‌ جنگ ستارگان،‌ ماتریکس،‌ سهراب و رستم ‌، فریدون و …………
تمام حکایتهای حماسی این گونه‌اند. می‌توان نتیجه گرفت که قهرمان در ابتدا کارگر دانش است یعنی فقط زور بازو دارد، بعد به قوانین اعتراض می‌کند اما سپس می‌پذیرد که باید تحولی بنیادین در تفکرش انجام دهد.
پس به تسلط روی قسمت راست مغر می‌رسد و به صورت انسانی کامل باز می‌گردد!

کتاب ارزشمند رابرت مک‌کی به نام: داستان: ماهیت، ساختار، سبک و اصول نگارش فیلمنامه.
این نویسنده کلاسهایی را برگزار می‌کند که ۶۰۰ دلار هزینه دارند! دانشجویانش تا کنون ۲۶ جایزه اسکار گرفته‌اند، اما امروز دانشجویانش، مدیران هستند!
شرکت‌ها دارند پی می‌برند که داستان‌‌‌ها، قدرت زیادی با خود دارند، مثل داستان‌هایی که در مورد فروشگاه‌های نوردسترام وجود دارد:
یک روز یک نوردی( کارمند فروشگاه نوردسترام) پیراهن یکی از مشتریان را برایش اتو کرد!!
داستان‌های سازمانی نقشی بسیار پر رنگ یافته‌اند شرکت‌های‌ تری ام‌، ناسا و……
داستان‌های تعمیرکاران شرکت زیراکس نیز معروف و کاربردی هستند!

من نیز چندسال پیش، یک‌بار ماشین‌ام را برای تعمیر، نزد مکانیکی بردم که مرا برای خرید چندین قطعه مکانیکی فرستاد و سرآخر هم فهمید که ایراد از شل‌شدن یک وایر بوده است! من برای پس دادن قطعات به فروشگاهی که لوازم خریده بودم و رفتم و با برخورد بسیار تند فروشنده روبرو شدم. سر آخر البته قطعات را پس دادم و پولم را گرفتم! اما داستان این ماجرا را برای دهها نفر تعریف کرده‌ام.
من نتیجه گرفتم که از آن پس، همیشه برای رفع مشکل از ساده‌ترین روش‌ها شروع کنم!! این قدرت داستان ‌است!!

در انگلیس شخصی به نام ریچارد اولیویه، داستان را با مسائل شرکتها ترکیب می‌کند و به آنها مشاوره می‌دهد!
او می‌گوید که با اجرای نمایش‌های اساطیری و ترکیب حسابداری با داستان می‌توان شرکتها را به‌خوبی اداره کرد!
مشاور املاکی که برای خانه‌هایش داستانی از زندگی صاحبان قبلی آن در آستین دارد!
نوشابه‌ای که روی آن داستانی از دو برادر نوشته شده بود،
داستان پاپییز چیکن ومرغ‌های بدون ادویه کی اف سی که به سرعت موفق شده‌اند.
شرکت تازه نفس popeyes chicken زمانی که چند سال پیش وارد عرصه رقابت در عرضه مرغ سوخاری شد با یک شعار وارد بازار شد:
آنها گفتند که ما به هر مرغ سوخاری که رفتیم از مزه‌های تکراری و بدون ادویه آن خسته‌شدیم. پس بر آن شدیم که مردم آمریکا را از مرغ‌های بدون ادویه نجات دهیم و ما با ادویه‌های مکزیکی آمده‌ایم تا به شما نشان دهیم معنی ادویه و مرغ سوخاری واقعی چیست؟

داستان درمانی:
پزشکان به طور متوسط بعد از ۲۱ ثانیه صحبت بیماران را قطع می‌کنند!
این اواخر این زمان با کمی بهبود به ۲۳ ثانیه رسیده بود. امروزه داستان در بسیاری از دانشکده‌های پزشکی نقش موثری یافته است. البته توانایی شخص، در مقام پزشک، در درک صحیح داستان بیمار است! جنبشی به وجود آمده است که آن را پزشکی روایتی می‌نامند.
امروز در بسیاری از دانشگاه‌های پزشکی دنیا واحدهای علوم انسانی آموزش داده می‌شود. ما هم اگر کمی دقت کنیم، اغلب به پزشکانی اعتقاد داریم که با داستان‌های ما آشنا هستند یا خودشان داستان‌سرایان خوبی هستند!
داستان، بیانگر مسیری برای فهمیدن است. کلیپ‌های امروزی که قبل از مراسم عروسی پخش می‌شوند و عکس‌های عروس و داماد که به صورت فیلمی داستانی به نمایش در می‌آیند، همه نشان از داستانی بودن زندگی ما دارند.

داستانک بنویسید.
نوشتن داستان کوتاه کار ساده‌ای نیست.
درگروه‌های داستان نویسی شرکت کنید و داستان‌های ۵۰ کلمه‌ای بنویسید.
فرآیند مصاحبه با دوستان، همسایگان و دیگر افراد می‌تواند تاثیری شگفت‌انگیز داشته باشد.
با ضبط صوت از دیگران مصاحبه بگیرید. کاری بسیار شادی‌آور و مفرح است.
از فستیوال‌های کودکان دیدن کنید.

‌ یک داستان بفرستید و برای مجلات بفرستید. با تاکید بر یک جمله از یک مجله داستان را شروع کنید. می‌توانید این کار را به صورت بازی گروهی خانوادگی انجام دهید.
برای الهام گرفتن به سراغ تصاویر بروید. در فرودگاه و مکانهای عمومی برای مردمی که نمی‌َشناسید داستان بسازید.
کتابهای زیر را بخوانید:
ازوپ یونانی، اساطیر یونانی، نوردیک، انجیل. کتاب رابرت مک کی که گفتیم. داستان فیلمنامه نویسی. ربودن آتش از خدایان نوشته جیمز بونت. فراتر از نقطه گرد،‌کاربرد پاورپوینت برای ارائه مطلب نوشته کلیف اتکینسون. فهمیدن داستان مصور هنر ناپیدا نوشته اسکات مک کلاود و قهرمانان با هزار چهره نوشته جوزف کمپل.

فصل ششم ترکیب
دیدن روابط بین رشته‌های نامربوط، ترکیبی است که منظور نویسنده از عنوان این فصل است. این نوع تفکر، ویژه رهبران ارکستر و آهنگسازها و به عبارتی رهبران ارزشمند است.
دیدن تصویر کلی که در کارآفرینان و مخترعان وجود دارد.
در این فصل، نویسنده به کلاس نقاشی غیر متعارفی می‌رود که نقاشی در قسمت سمت راست نام دارد. او می‌گوید:
شما چیزهایی را که می‌بینید نمی‌کشید‌،‌ بلکه نمادهایی را که از کودکی در ذهنتان مانده است را می‌کشید!
در نقاشی صورت، باید دقت کنیم که فاصله بین خط فرضی مرکزی بین چشم‌ها تا پایین چانه‌مان درست به اندازه خط فرضی مذکور تا بالای سر است. فضای بین E.X در آرم فدکس که شبیه یک پیکان است را فضای منفی می‌نامند که باید دید کامل داشته باشید تا آن را ببینید. باید روابط بین چیزهای نامربوط را ببینیم.

سه گروه دارای فرصت‌های بیشماری در این زمینه هستند:
۱٫ مخترعان ۲٫ ساختار شکن‌ها ۳٫ استعاره‌سازها
ساختارشکن‌ها چند ویژگی را باهم دارند مثل: پزشکی که موسیقی‌دان است. فیلسوفی که تاجر است و چند زبان بلد است و شاید مثل دکتر محمد اصفهانی و بسیاری از افراد معروف دیگر امروز…………..
این افراد روابطی را می‌بینند که دیگران هرگز نمی‌بینند. اگر به سخنرانان نامی کشور مثل محمود معظمی گوش فرادهید از مثال‌هایی که برای شما خواهد زد متوجه موضوع خواهید شد.

استیوجابز توانایی بازاریابی و فنی‌مهندسی را با هم ترکیب کرد وموفق شد.
آزمایشی نشان داد که دختران خلاق از نرمال جامعه خشن‌تر و پسران خلاق از نرمال جامعه آرام‌تر هستند. یعنی تا حدودی ویژگی‌های جنس مخالف را دارند!!

مخترعان.
شکلات هرشی در دهه هشتاد ترکیب شکلات و کره بادام‌زمینی با یک تبلیغ جالب. فنجان کره بادام زمینی.
عرف دشمن پیشرفت است.
تمایز در کسب و کار. شاید افتتاح یک فروشگاه در یک محله، که هنوز کسی جرات نکرده در آن کسب و کاری راه بیندازد، عامل موفقیت شما شود و هزاران ترکیب غیر عرف دیگر!
عرف می‌گوید اگر می‌خواهی لوازم‌خانگی بفروشی برو در مرکز شهر و بازار، اما من لوازم‌خانگی‌ای را می‌شناسم که در یک محله کاملا جداافتاده از شهر سالهاست که لوازم‌خانگی می‌فروشد و بسیار هم موفق است!!
مرکز آها یافتم!!
مرکز ارشمیدسی باهزاران جرقه در سمت راست مغز ما به وجود می‌آید که افراد خلاق و مخترعان از آن استفاده می‌نمایند!
اکنون که فکر می‌کنم دوستان ثروت‌مندی دارم که اغلب در کارهایشان نوآوری‌های خلاقانه‌ای به کار برده‌اند. دوستی که کارخانه موسوم به کمپارس دارد و دلیل موفقیتش را ترکیب مواد اولیه‌ای می‌داند که فقط در ایران وجود داشته است و نه مواد وارداتی!! ب
ه عبارتی، تنظیمات تمام دستگاه‌های تولیدی را تغییر داده و با ترکیبات موجود به قدری کار کرده تا توانسته با هزینه‌ای بسیار پایین و غیر قابل رقابت، محصولی ارزان تولید کند و امروز از موفقان و ثروتمندان جامعه است!

استعاره‌سازها:
درک یک چیز از منظر دیگر.
می‌گویند تصویر قدرتی ۱۰۰۰ برابر کلمه دارد و البته استعاره قدرتی ۱۰۰۰ برابر تصویر دارد!!
من در کتابی که با عنوان نام های تجاری تنبل، زرنگ،‌خنثی نوشته‌ام، یک فصل را به نام ‌هایی که بر اساس استعاره انتخاب می‌َشوند پرداخته‌ام!!
فرآیندهای فکری بشر عمدتا استعاره‌اند. دلیل راهگشا بودن و ماندگاری ضرب‌المثل‌ها هم همین است.
سیلی نقد به از حلوای نسیه!! ترک عادت موجب مرض است!! گدا به گدا رحمت به خدا!!! اول برادری‌ات را ثابت کن بعد تقاضای ارث کن و ده‌ها مورد قدرتمند و کاربردی دیگر که در زمان تصمیمات مهم زندگی، جلوی ما سبز می‌شوند!!
اکنون می‌توان گفت که مهم‌تر از ضریب iq و eq ضریب، mq یا استعاره اهمیت یافته استmetaphor quitent
امروز چیزی که بسیار اهمیت دارد داشتن دید کلی است.
افرادی مثل ریچارد برانسون میلیاردر، خوانش پریش بوده‌اند و همین تصویر کلی نگربودن، باعث موفقیت‌ آنان شده است.
به جای استخدام دارندگان M.B.A بروید و شاعران را استخدام کنید. کسانی که شهودی و کل نگر هستند.
مهندسی پزشکی از آن ترکیب‌های قدرتمند موجود است که بسیار پول‌ساز و کاربردی است.

روز آخر کلاس نقاشی:
فاصله بین دوچشم به اندازه اندازه هر یک از چشم‌ها است.
به سمفونی‌های بزرگ گوش دهید:
۱٫ سمفونی نهم بتهوون
۲٫ سمفونی ۳۵ موتزارت
۳٫ سمفونی چهارم مالر
۴٫ اوورتور ۱۸۱۲ چایکوفسکی
۵٫ سمفونی ۹۴هایدن

سراغ باجه‌‌های روزنامه‌فروشی بروید و مجلاتی را بخرید که هیچ‌گاه نمی‌خریدید:
طلاق کیک، ورزش و ……فقط تورق کنید و همه صفحات را نخوانید!
نقاشی چهره فقط با ۵ خط را تمرین کنید.
در یک دفترچه یا موبایلتان استعاره ‌ها را بنویسید.
به هفت یا هشت لینک تصادفی در اینترنت بروید تا ببینید سر آخر به کجا می‌رسید؟
راه‌حل مشاغل دیگر را آزمایش کنید.
من چندسال پیش، طرح حمل و نقل ۱۰۰ درصد رایگان را از مجموعه‌ فروش مبلمان قرض گرفته و در یک فروشگاه لوازم‌خانگی اجرا کردم که تاثیرات چشمگیر داشت.

تغییرات کوچکی ایجادکنید و واژگان و دستورات را به نتایج بزرگی برسانید .
جای کلمات را عوض کنید.
وقتی روی پروژه‌ای کار می‌کنید یک صفحه الهام بخش خالی داشته باشید.

۶ کتاب ارزشمند برای خواندن:
۱٫ کوبه‌ای‌های بتهوون
۲٫ توان ده، چارلز و ری ایمز، کتابی مصور که کل خلقت را با تصاویر معکوس به دی ان ای می‌رساند با عکس‌های کوچک شونده و خلاقانه!
۳٫ هنر با هم فکر کردن، ویلیام ایساکز
۴٫ استعاره‌هایی که با آن زندگی می‌کنیم. جورج لیکاف
۵٫ بدون پسماند، از لابراتوار مالدیوخو
۶٫ چگونه ببینیم، جورج نلسون

جلسات طوفان فکری برگزار کنیم. من سالهاست که هر زمان در بحران گیر می‌کنم این کار را انجام داده‌ام و همیشه هم نتیجه گرفته‌ام. البته پیشنهاد نویسنده این است که این کار دسته‌جمعی انجام شود.
۱٫ در طوفان فکری به دنبال تعداد باشید و عدد تعیین کنید مثلا ۱۰۰ عدد
۲٫ دنبال ایده‌های عجیب و غریب باشید
۳٫ تصویری باشید
۴٫ قضاوت نکنید
۵٫ به مکالمات گوش دهید و مودب باشید.
قدر آماتور بودن خود را بدانید. در کاری که نمی‌ توانم بکنم بهترین هستم!!
زندگی خلاق انجام کارهایی است که نمی‌توانید بکنید.
به دنبال فضاهای منفی یا به نظر من فضاهای مخفی باشید مثل فلش درون لوگوی فدکس

فصل هفتم: همدل بودن
خمیازه کشیدن، یک رفتار مسری بین انسان‌هاست. استیون پلانک، استاد دانشگاه درکسل می‌گوید:
خمیازه کشیدن بعد از شخص دیگری احتمالا مکانیزم تاریخی همدلانه ما انسان‌هاست!
افرادی که بعد از خمیازه دیگران خمیازه می‌کشند افرادی هستند که همدل‌تر هستند و همدلی از خصوصیات رهبران است!
همدلی از آن دسته استعدادهای ذاتی ارزشمند است که قابل کپی برداری توسط نیروی کار ارزان نیست و بنابراین ارزشمند است.
پروفسور پل اکمن پس از کتاب ۱۸۷۰ داروین و ۸۰ سال بعد ثابت کرد که حالات چهره در تمام دنیا تعبیرهای یکسانی دارد. البته داروین این ادعا رادر مورد تمام پستانداران کرده بود و اکمن در مورد انسانها!
مثلا بالا دادن ابروها در تمام فرهنگها معنی تعجب را دارد!!
حالت ذهن منطقی، واژه است و حالت عواطف، غیرکلامی هستند و صورت بوم اصلی نمایش عواطف ماست.
چهره ما ۴۳عضله کوچک دارد و درک حالات چهره، تخصص نیمکره راست مغز ماست.

تحقیقات نشان داده:
افراد زبان‌پریش یعنی کسانی که نیمکره چپشان آسیب دیده است در تشخصیص افراد دروغ‌گو بهترعمل می‌کنند.
دانشمندی می‌گوید: کامپیوترها در ریاضیات، فوق‌العاده قدرتمندند اما در تشخیص عواطف اوتیسم دارند!!
اکنون درسی پر طرفدار در دانشگاه بیزنس استانفورد وجود دارد به نام:
Interpersonsl dynamics
یا پویایی بین افراد که لزوم همدلی کردن اغلب مشاغل را با دیگر افراد جامعه نشان می‌دهد.
امروز وکیلی موفق است که چهره قاضی را بخواند، پزشکی ثروتمند می‌شود که حالات چهره بیمار را تشخیص دهد و فروشنده‌ای پر فروش است که حالات صورت مشتریان را درک کند.

یک خاطره شخصی:
بارها و بارها در مسافرت‌های خارجی، من سعی کرده‌ام با ملغمه‌ای از انگلیسی و زبان‌ آن کشور با فروشندگان صحبت کنم در حالی که همسرم به گفته خودش فقط با زبان بدن کارش را به خوبی انجام می‌دهد و به عبارتی فارسی صحبت می‌کند و منظور خودش را می‌رساند!!
پروفسور اکمن ۷ عاطفه اصلی در صورت انسان را دسته‌بندی کرده است:
۱٫ خشم ۲٫ اندوه ۳٫ ترس ۴٫ حیرت ۵٫ نفرت ۶٫ تحقیر ۷٫ شادی
او آموزش‌هایی به پرسنل اف بی آی، سازمان سیا و کارتون‌سازها داده است.

طرز تشخیص لبخند واقعی و ساختگی:
لبخند واقعی، دو عضله چهره را تحت تاثیر قرار می‌دهد:
عضله‌ای که گوشه دهان را بالا می‌برد
دوم، عضله دور چشم، که ابروها را کمی پایین می‌آورد. در حالی که خنده مصنوعی فقط عضلات دور دهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
اما یک نکته همین الان به ذهنم رسید!
با این حجم زیاد افراد بوتاکسی دور و برمان که ابرو و پیشانی‌هایشان دیگر حرکت نمی‌کند تشخیص خنده واقعی کاری بس سخت است!!

به عبارتی طبق نظریه اکمن برای تشخیص خنده واقعی باید به چشم‌ها نگاه کنید. به این خنده واقعی لبخند داچن می‌گویند و نام آن عضله که مسئول این حرکت است نیز آبیکولاریس آکیویی است.
در واقع اگر کل صورت را بپوشانید و فقط چشمها باز باشند می‌توان خنده واقعی را تشخیص داد.
طراحان خوب، خود را جای هرکسی می‌گذارند که قرار است محصول یا خدماتی را تجریه کند.
تجریه‌ نشان داده است، بیماری که تحت درمان یک پزشک همدل باشد احتمال بیشتری دارد که خوب شود تا یک پزشک کلا منطقی!
زن‌ها و پرستاران نمرات بالاتری در آزمون‌های هم‌دلی دریافت کرده‌اند. پیش‌بینی شده در کشورهای غربی رشته پرستاری جزو رشته‌های قابل رشد است!!

در آمریکا پرستاری صادقانه‌ترین و اخلاقی‌ترین حرفه معرفی شده است.
دختران حتی از سه سالگی در تعیین راست و دروغ از مردان قوی‌تر هستند!
مردها و زن‌ها در دوستی‌ها ترجیح می‌دهند برای همدلی نزد دوستان زن خود بروند!!
مغز زنان اصولا برای همدلی کردن سیم‌کشی شده است و مغز مردها برای سیستم‌سازی کردن! سایمون بارون کوهنن روانشناس
برای سیستم‌سازی نیاز به بی‌اعتنایی دارید که کاری مردانه است.
البته مردانی داریم که مغزهای زنانه دارند و بالعکس
آنهایی پیشرفت می‌کنند که می‌توانند از هر دونیمه مغز استفاده نمایند. عصر مفهومی عصر دو جنسیتی ذهنی است.

آزمون‌های همدلی:
ضریب همدل بودن Emphatic Quotient یا EQ
آزمون سایمون بارون کوهن که شصت سوال دارد مشخص می‌کند که آیا مغز زنانه دارید یا خیر؟
همینطور ضریب اس کیو یا system quotient هم موجود است که مغز مردانه را تشخیص می‌دهد.
آزمون ده دقیقه‌ای و بیست سوال بی بی سی مبنی بر تحقیق اکمن را انجام دهید. برای خنده قلابی.

آزمون هوش عاطفی یا Emotional intelligence
می‌یر سالووی و کارسو که معتبرترین آزمون هوش عاطفی است و پولی است.

کتاب آشکار شدن عواطف پل آکمن را بخوانید.

گوش بایستید و در نقش افراد فرو بروید البته این موضوع را بافضولی اشتباه نگیرید.
بازی‌های خلاقانه انجام دهید. مثلا کیف یک نفر داوطلب را باز کنید و ۵ نفری تشخیص دهید که کیف مربوط به چه شخصیتی است. شرکت ایدئو که طراحی بزرگ است این بازی‌ها را ابداع کرده است.
کارتهای بازی ۴۹ دلاری ایدئو را تهیه کرده و از آنها استفاده نمایید.
در سرکار خود همدلی کنید و مشکلات همکاران را حل کنید.
درکلاس‌های بازیگری شرکت نمایید.
تمرین لب‌خوانی و ذهن‌خوانی کنید. شاید پانتومیم بازی کنید. کارت پستال‌های خلاقانه بفرستید.
داوطلب بشوید. کارهای عام‌المنفعه انجام دهید و درد و رنج دیگران را حس کنید.

فصل هشتم بازی‌ها
امروز( زمان نوشتن کتاب) بیش از ۲۵۰۰ باشگاه خنده در سراسر جهان وجود دارد. کل فلسفه کار این است که بیشتر اهل خنده باشیم و از قسمت راست مغز بیشتر کار بکشیم.
سالها پیش، خنده در محل کار، عمل مجرمانه‌ای بوده و در کارخانه هنری فورد جریمه داشته است!!
اما امروز، درهم آمیزی بازی و کار در بسیاری از سازمانها امری مهم تلقی می‌گردد. بازی با لگو و استخدام استندآپ کمدین از موارد امروزی است.
ارتش آمریکا با ساخت یک بازی ویدویی رایگان به شدت انگیزه افراد را برای ورود به ارتش بالا برده است!!
انیشتین می‌گوید: بازی، عالی‌ترین شکل تحقیق و پژوهش است.
پزشکانی که بازی ویدیویی را سه ساعت در هفته انجام داده‌اند ۳۰ درصد در انجام نوعی عمل جراحی موفق‌تر بوده‌اند.
امروز بازی‌هایی برای بیماری‌های قند و سرطان نیز ساخته شده است تا انگیزه کودکان را برای خوردن داروها و مبارزه با بیماری بالا ببرد.

امروز تقاضای کمتری برای کدنویسی و تقاضای بیشتری برای ساخت بازی وچود دارد.
اگر بتوانیم در کسب و کار خود شوخی‌های ماهرانه به کار ببندیم، چرخ‌های مدیریتی را روان‌تر می‌چرخانیم. طبق تحقیقات، مدیران موثر تا دوبرابر مدیران عادی اهل شوخی هستند.
همین‌طور شوخی منفی بسیار تاثیرات بد و زننده‌ای دارد وباید آن را از بین برد.
شوخی شکلی از توانمندی‌های انسان است که کامپیوترها قادر به تقلید آن نیستند.
در باشگاه‌های خنده، قانون کلی این طور است که بیخودی می‌خندیم تا کم کم خنده‌ها شکل واقعی به خود بگیرند.
جمله قدرتمند، چرا که نه؟ باعث شده که دکتر هندی، کاتاریا باشگاه‌های خنده‌ای در هندوستان راه‌اندازی کند.
هدف آن‌ها، باشگاه خنده بدون فکر است و یوگا را نیز با خنده ترکیب کرده‌اند.
خنده دارای مزایای هوازی بوده و سیستم خونرسانی بدن را فعال‌تر می‌نماید.
اگر در بعضی از مکان‌ها، اتاقی را به سیگاری‌ها اختصاص می‌دهند چه خوب است که به خنده هم اتاقی اختصاص داده شود.

پیشنهادها:
یک باشگاه خنده پیدا کرده و در آن عضو شوید.
به بازی زیرنویس خودساخته کارتون بپردازید. خودتان جای شخصیت‌ها صحبت کنید.
در هر شغلی که هستید شوخ‌طبعی را تمرین کنید.
به وبسایت نوآوری در بازی سری بزنید.inventionatplayatwork.com
از بازی های ویدیویی سر در بیاورید. با فرزندانتان بازی کنید.
فرزندانتان را به پارک برده و با آن ها بازی کنید.

فصل نهم معنا
کتاب ویکتور فرانکل، ‌انسان در جستجوی معنا را بخوانید. دکتر روانشناس اتریشی که در زندان‌های هیتلر اسیر بوده و در آن‌جا معنای واقعی زندگی را پیدا می‌کند.

به نظر فرانکل چیزی که برای انسان‌ها از تمام انگیزه‌ها مهم‌تر است نه شادی و نه درد است،‌ بلکه کشف معنای زندگی است.
اگر معنای هر چیزی را پیدا کنیم این خود قوی‌ترین انگیزه برای انجام هر کاری است.
امروز اغلب مردم جهان چیزی ندارند که برای آن زندگی کنند.
خود من که همین الان ساعت ۵٫۳۰ صبح مشغول خواندن و خلاصه‌نویسی این کتاب هستم، فقط وفقط به دلیل معنای زندگی است که این کار را انجام می‌‌دهم.
من در حال گذار از یکی از پرفشارترین مراحل زندگی‌ام هستم. همزمان دوشغل را اداره می‌کنم و اگر دست‌یابی به معنای واقعی زندگی نبود،‌ الان در رختخواب خوابیده بودم!!
فکر می‌کنم که معنویات و اعتقادات درون ژنهای ما سیم‌کشی شده است و هر انسانی باید برای خودش اعتقادات معنوی حمایت‌کننده‌ای داشته باشد. این سیم‌کشی احتمالا در نیمه راست مغز انجام گردیده است.
افرادی که در حالت شوریدگی مذهبی قرار داشته‌اند را اسکن مغزی کرده‌اند و تصاویر بر این نکته تاکید داشته‌اند.
تحقیقی نشان داده است،‌ مردمی که به صورت منظم دعا می‌کنند فشار خون کمتری دارند!!
روزنامه نیوزویک می‌گوید: ۷۲ درصد از آمریکاییها از گفتگو با پزشکشان در مورد موارد اعتقادی استقبال می‌‌کنند.
ظاهر امور نشان می‌دهد که روز به روز درک ارزش معنویت در محیط کسب و کار برای مدیران درجه یک بالاتر مشخص می‌گردد.
اگر بتوانید برای کسب و کار خود دلایلی معنوی پیدا کنید این خود یکی از بهترین روش‌های بالابردن روحیه کارمندان است.
مارتین سلیگمان روانشناس: رسالت ارضا کننده‌ترین شکل کار است!!
آفرین قبول دارم.
شادی بیشتر عامل بهره‌ وری بالاتر و کسب درآمد بیشتر است.
اما طلب معنا خود بزرگترین شادی است.
بزرگی گفته است که ما موجوداتی معنوی در مسیر زندگی انسانی هستیم و نه انسان‌هایی در مسیر معنوی!!

راهکارانتهایی:
تشکر کنید. قدردانی کردن حس شادی را به شدت افزایش می‌دهد.
راهکاری که خود من مدت مدیدی است به کار بسته‌ام. از تمام کسانی که برای‌َشان پیامک ارسال می‌نمایم قبل از انجام کار هم تشکر می‌نمایم. تا می‌توانید از اطرافیان، همسر، فرزندان‌، مدیر و کارمندانتان تشکر نمایید. قدردانی جزئی اساسی از شادی افراد است. کم هزینه وکاربردی است.
بازی ۲۰٫۱۰نویسنده کتاب از خوب به عالی جیم کالینز:
اگر می‌دانستید که ۱۰ سال بیشتر از عمرتان نمانده و یا بیست میلیون دلار همین الان در حساب بانکی‌تان دارید، همین کارهایی را می‌کردید که الان می‌کردید؟
اما را از زندگی خود کنار بگذارید.
دوست دارم این کار را بکنم اما……………………………….
جملات بعد از اما را اصلاح نمایید.

یک روز هفته هیچ کاری نکنید!! من الان واقعا به این مورد احتیاج دارم!!
روزه کار بگیرید!!
کتابهای زیر را بخوانید:
۱٫ انسان در جستچوی معنا ویکتور فرانکل: شاید خلاصه آن را به زودی در سایت بگذارم!! شاید
۲٫ شادی واقعی دکتر مارتین سلیگمان
۳٫ جریان. میهالایی تزیکژنت
۴٫ با زندگی چه کنم؟ پویرونسون
۵٫ به فکر بودن نوشته الن لانگر
۶٫ کتاب هنر شاد بودن اثر دالای لاما
به هزارتوها بروید. من تا حالا نرفته‌ام،‌ اما نویسنده، تاکید زیادی بر این موضوع دارد.
کتاب پرعکس هزارتوها و پیچ‌راهها را نیز پیشنهاد می‌کند. نویسنده آلمانی لورن آرترس
سایتwww.relax4life.com
حتی به هزارتوهای کوچک بروید و با انگشت بازی کنید. آن‌ها شدیدا آرامش بخش هستند.
خواسته‌های واقعی خود و کاری که اکنون انجام ‌می‌دهید را بازبینی کنید. بسیار مهم است!!
کارتان را کسی تقدیم کنید.
من هم خلاصه این کتاب را به دوست همراه و پیگیر عزیزم، نادر صفوی تقدیم می‌کنم.
خود را در ۹۰ سالگی، البته من می‌گویم در ۱۰۰ سالگی تصور کنید. فکر کنید آن زمان چکار می‌کنید. من پیشنهاد می‌کنم که در اینترنت جستجویی کرده و افراد موفق در این سن و سال را پیدا کنید و الگوبرداری کنید. من چند سال پیش پزشک۹۷ ساله‌‌ آمریکایی را دیدم و همین موضوع به من این دیدگاه را داد که می‌توان تا ۱۰۰ سالگی هم زندگی موفقی داشت.

جمع‌بندی کتاب:
۱٫ آیا کار کنونی شما را کسی می‌تواند ارزان‌تر انجام دهد؟
۲٫ آیا ماشین یا کامپیوتر می‌تواند آن را سریع‌تر انجام دهد؟
۳٫ آیا چیزی که مشغول ارائه آن هستید،‌ میل‌های غیرمادی شما را ارضا می‌کند؟
این موارد شکاف بین افراد ماندگار و افراد فانی هستند.

داستان طراحی کنید. بازی کنید،‌ همدل باشید و نوآور و معنای زندگی را یافته و به دیگران نیز ببخشید.
با تشکر از شما دوست عزیز هنرمند که وقت گذاشتید و این خلاصه بسیار ارزشمند را مطالعه نمودید.
همان‌طور که در ابتدای متن گفتم: کتاب چاپ شده کامل این اثر در ایران توسط انتشارات کندو کاو و با ترجمه آقای رضا امیر رحیمی موجود است.
آن‌چه شما خواندید، خلاصه‌ای بود که من با برداشت‌ها و مثال‌های شخصی خودم تهیه نموده بودم.
موفق و نام‌دار باشید.

 

احسان مهدی‌نژاد
احسان مهدی‌نژاد

احسان مهدی‌نژاد بهمن سال۱۳۹۵

بالای سربرگ

مطالب مرتبط

دوره رایگان انتخاب اسم برند
برای دانلود 5 درس کاملا رایگان کافیست ایمیل خود را وارد نمائید
ایمیل شما دوست گرامی نزد ما محفوظ است