دوست عزیز سلام ! چنانچه سوالی در رابطه با دو ویدئوی صفحه ی اصلی دارید از طریق بخش پرسش و پاسخ انتهای صفحه مطرح کنید تا در اسرع وقت به شما پاسخ دهیم .

[blog style=”large” pagination=”no” hc_title=”” ad_count=”3″ posts_per_page=”1″ nexcerpt=”0″]

پرسش و پاسخ

41 thoughts on “پرسش و پاسخ

  1. شرفی says:

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر
    لطفا تبریک تولد از طرف بنده رو با تاخیر پذیرا باشید (:
    امیدوارم سلامت و موفق و نامدار باشید.

    به مبحث بسیار زیبا و کاربردی اشاره فرمودید. خیلی ممنونم بابت توضیحات خوبتون. حدود یکی دو هفته ای هست که با سایت مفید شما آشنا شدم.
    خود من به شخصه این مسئله رو تا حدود زیادی تجربه کرده ام و از اثرات خوب اون، تو شرایطی که فشار کارها زیاد میشه یا با مسائل و سرفصل های جدیدی در کار مواجه میشوم، لذت میبرم و حس می کنم که ارزش زمانی که قبلا برای یادگیری در رشته های مختلف گذاشته ام را، داشته است.
    به طور مثال، از کودکی علاقه به یادگیری رشته های مختلفی داشتم که گاها با هم تناقض داشتند و در دانشگاه هم، همزمان علاوه بر رشته ژنتیک، رشته روانشناسی را هم خواندم و علاوه بر آن در آموزشگاه فنی حرفه ای اشتغال داشتم و مسئولیت های زیادی بر عهده من بود، آموزش های زیادی هم می دیدم. حتی روزهای جمعه هم از کلاس های کاربردی مباحث روانشناسی، بهره میبردم. بعد از اون دوره ارشد ژنتیک خوندم که همزمان هم در یک محیط درمانی مشغول به کار بودم، که باعث شد بیش از پیش قدرت هم نوایی، همدردی و کمک به دیگران رو عمیقا بدست بیارم و روابط عمومی ام بطور قابل ملاحظه ای ارتقا پیدا کرد. انگار هر چی کارام و مسئولیت های بیشتر و سخت تر می شدند، روز به روز تحول رو تو خودم میدیدم و با فاصله زمانی های کوتاه تری ورژن های بعدی خودم رو حس می کردم.
    (البته اینم بگم که الزاما در همه این موارد نفر اول نبودم، چون در اون زمان دقیقا چند کاره بودم، و اینجوری تمرکز ادم پایین میاد و از کیفیت کم میشه، ولی همین که قسمت های مختلف مغز رو تحریک به فعالیت کنیم تاثیرات خوبی برامون به همراه داره)

    یادگیری در زمینه های مختلف، باعث ایجاد مسیرهای عصبی جدیدی می شود که بعد از گذر زمان اگر بتونیم همه دانش هایی که کسب کردیم رو در مغزمون به هم لینک کنیم (که به مرور زمان این اتفاق می افته)، می تونه اتفاق های جالبی در ما ایجاد کنه. و واقعا اثر مرکب برای ما ایجاد خواهد کرد.”””” و این دقیقا همون چند پتانسیل شدنه ……..””””

    مثل مطلبی که میگن اگر بتونید همزمان از هر دو دستتون استفاده کنید، توان مغز شما بیش از دو برابر می شود، که یکجا تا 5 برابر کارکرد رو من مطالعه کردم که میزان درستی اون رو نمیدونم”””ولی چیزی که واضحه اثر مرکب تجمیع مهارت هاست.”””

    ممنون از وقتی که برای خوندن این مطلب گذاشتید.

    همیشه از ایده های خوبتون مراقبت کنید و مسیر عملی شدنش را برای خودتون فراهم کنید.

    سلامت و موفق باشید…

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام دوست گرانقدر سرکار خانم شرفی عزیز
      ممنون از تجربه زیبایی که نقل کردید.
      وقتی داشتم متن شما رو می‌خوندم به یاد زندگینامه استیو جابز افتادم که در کالج، زمانی که از درسهای عمومی انصراف داده بود وارد کلاس خطاطی شد.
      آموزشهای خط نه‌چندان سطح بالای او بعدها باعث شدند که کامپیوترهای امروزی ما از فونت‌های متنوعی بهره‌مند بشوند!!
      این دقیقا مصداق چندپتانسیلی است.
      اما این جا یک خط باریکی وجود دارد مابین چندکاره‌گی و چندپتانسیلی که امید داریم دوستان متوجه تفاوت آن باشند.
      ما به عنوان یک چندپتانسیلی باید حتما فرد یا سازمانی اجرایی هم باشیم ضمن این که داشتن تخصص نیز امری الزامی است.
      استفاده اصلی چندپتانسیلی، اغلب در ترکیب با تخصص اصلی به وجود می‌آید.
      هرچند که همیشه هم این طور نبوده است. اما به هر صورت این کار ریسک کمتری دارد.
      باز هم از شما ممنونم.
      لطف فرمایید آدرس پستی خود را برای ما ارسال فرمایید در ایمیل اعلام شده تا کتاب چاپی مورد نظرتان را رایگان و به صورت هدیه دریافت نمایید.

      • شرفی says:

        با سلام و عرض ادب خدمت استاد مهدی نژاد عزیز؛
        از لطف شما بسیار سپاسگذارم. { البته ناگفته نماید که ذوق بسیاری کردم (: }
        از آشنایی با شما خوشبختم و امیدوارم به زودی از دوره های آموزشی حضوریِ شما بهره مند شوم.

        قطعا من در ابتدای مسیر کسب و کار شخصی ام هستم.
        با همه این توضیحاتی که عرض کردم، چندین ماه است مشغول انتخاب نام برند هستم. چون عمیقا، به میزان تاثیر فوق العاده ی نام مناسب برای هر کسب و کار ایمان دارم و علی رغم تعجب اطرافیان چندین ماه است که (البته به صورت غیر متمرکز) در این رابطه مطالعه و فکر می کنم و اسامی بسیار زیادی را انتخاب کرده ام، اما باز هیچ کدام به نظرم گیرا و دل چسب نیستند. (به قول فرمایش شما “زرنگ” نیستند)
        و باز هم برای بدست آوردن نامی نیکو، کماکان در تلاشم.

        از هدیه گرانبهای شما خیلی ممنونم. مشتاقانه منتظر مطالعه این کتاب هستم و مطمئنم به امید خدا، بعد از مطالعۀ کتاب شما، یک نام فوق زرنگ انتخاب خواهم کرد.

        امیدوارم توفیق روزافزون داشته باشید.

  2. محمود شم آبادی says:

    با سلام و احترام خدمت جناب مهدی نژاد عزیز
    بسیار خوشحالم از آشنایی با جنابعالی و فعالیت ها و محصولات خوب شما.

    ضمن تبریک تولدتان و آرزوی تندرستی و توانمندی هرچه بیشتر در خدمت به هموطنان عزیزمان، ابتدا مقدمه ای عرض می کنم که شاید برای انتشار کامل در سایت زیاد باشد و سپس نکاتی را درباره موضوع مالتی تسکینگ مطرح می کنم.

    تابستان امسال بود که حین جستجوی اینترنتی در لیست متنوع کتاب های برندسازی یکی از فروشگاه های نشر، با عناوین کتاب های “برند ضد گلوله” و “نام های تجاری تنبل، زرنگ و خنثی” برخورد کردم. از قبل چند جلد کتاب برندینگ به دستم رسیده بود ولی با توجه به تمرکز روی رشته اصلی ام که بازاریابی هست، سراغ خواندن این کتابها نرفته بودم و از 2-3 سال پیش و در دوره تحصیلات ارشد، همین اندازه فهمیده بودم که برندسازی هم یکی از موضوعاتی است که باید بصورت تخصصی به آن بپردازم. در آن دوره، بسیار مختصر از برندسازی خوانده بودیم ولی بیشتر کلیات بود و بدون چارچوب کاربردی و عملیاتی مناسب. و در عمل هم بسیاری از دوستان همکلاسی من که در مشاغل دولتی یا خصوصی خود، جایگاه خوبی هم داشتند، وقت چندانی برای مباحث آن درس نمی گذاشتند و چه بسا احساس نیاز خاصی به این موضوع مهم نداشتند! یا شاید بیشتر از مباحث کلاسی به موضوع آشنا بودند و علاقه ای به مشارکت بیشتر نداشتند. اما برای من که تازه مشغول یادگیری مباحث بازاریابی بودم (آنهم در آموزش های ناقص دانشگاهی) بحث برندسازی و مدیریت برند، اهمیت متفاوتی داشت ولی نقطه شروع و خط سیر روشنی برای دنبال کردن آن نداشتم و با کمی چاشنی ترس و احتیاط از احتمال اتلاف وقت در مطالعه منابع دست چندم، بیشتر روی مباحث بازاریابی مورد نظر خودم متمرکز بودم و دنبال منبع خاص و متمایزی برای ورود به این حوزه بودم. با مطالعه فهرست کتاب های شما و تطبیق آن با محصولات ناشرین معروف این حوزه، احساس کردم به انتخاب مناسب، نزدیکتر شده ام. (البته دوره های برندینگ هم کمابیش هست که بدلیل هزینه زیاد، در توان امثال بنده نیست و بسیار ممنونم بابت اهتمام شما به انتشار کتابهای غنی و کاربردی و تسهیل یادگیری همگانی این موضوع تخصصی و مهم).
    نهایتا کتاب برند ضد گلوله را 3 هفته قبل خریدم و بخش عمده ای از آن را خواندم و در آن کتاب، با سایت شما و فعالیت هایتان آشنا شدم. که بابت تالیف و انتشار این کتاب شیرین و کاربردی به جنابعالی دست مریزاد گفته و آرزوی توفیق روزافزون برایتان دارم.

    * در پاسخ سوالی که درباره مالتی تسکینگ مطرح کردید، مواردی را مطرح می کنم که البته بخشی از آنها قبل از دیدن فیلم های مربوطه و با دیدن عنوان سوال، به ذهنم رسید و ناخودآگاه با بازخوانی مسیر پیموده شده چند سال اخیر و موضوعات تخصصی، حوزه های کاری و سوالاتی که با آنها مواجه بوده ام و نقشه راهی که از این رهگذر برای خودم ترسیم کرده ام، نکاتی را جمع بندی کردم عرض می کنم و مشتاق نظرات و راهنمایی های ارزشمند جنابعالی در این زمینه هستم (سعی کردم مواردی که سایر دوستان در سایت بیان کردند را تکرار نکنم):

    1- اهداف، پیش زمینه ها و قابلیت های افراد برای چندپتانسیلی بودن یا چندکاره بودن: اشاره کردید که چندپتانسیل بودن با چندکاره بودن متفاوت است و چندپتانسیل بودن نفع بیشتری خواهد داشت. به نظر من، هر دوی این رویکردها، منافع و مضرات متعددی دارند که هدف و پیش زمینه های شغلی، اجتماعی و … افراد، اولین عامل کسب منفعت یا ضرر از این رویکردها است و تعیین می کند که کدام را مفیدتر بدانند و دنبال کنند. هر چند که بصورت منطقی بگوییم که مالتی تسک بودن برای خود فرد و جامعه مفیدتر است. اما گاهی زمینه های خاص افراد، مانع پذیرش این دیدگاه می شود و شاید چندکاره بودن برایشان مفیدتر باشد. در فرهنگ کاری و اجتماعی برخی از ما، به دلیل انواع بی ثباتی ها و ابهامات اقتصادی و … و حتی نوع شغل و روحیات افراد، گرایش به چندکاره بودن بیشتر است و در برخی دیگر چندپتانسیلی بودن بهتر جواب می دهد. مثلا فردی که شغل و مهارتی دارد که چندان قابل گسترش و شبکه کردن با سایر موضوعات نیست (مثل نانوا یا مغازه دار معمولی یا کارگر ساده) و از طرفی روحیه لازم برای فعال بودن و رهبری کردن و حتی متمایز بودن را ندارد، شاید بهتر باشد همان مهارت ساده اش را درست انجام دهد و نهایتاً، مهارت های منفرد دیگری را هم به کارهایش اضافه کند که در این نابسامانی های اقتصادی اجتماعی، حداقل به لحاظ شغلی بتواند زندگی اش را اداره کند. بسیار دیده ام که فردی کارمند یا کارگر ساده ای است و در کنار کار اصلی اش، خودرو معامله می کند، یا کمی در بورس فعالیت می کند. و حتی خوشحال است که با توجه به شرایطش، این بهترین حالت فعالیت اوست. یعنی بدلیل عدم امکان توسعه محور شغلی اش، یا پراکندگی غیرقابل اتصال مهارت هایش، یا نداشتن روحیه و شخصیت لازم و یا حتی بدلیل حد نهایی مشخصی که هر کاری از او وقت و انرژی می گیرد و به او منفعت می رساند، تشخیص می دهد که می تواند در چندکاره بودنش، موفق باشد (یعنی هر چند مالتی تسک بودن بهتر باشد، ولی این فرد و شرایطش، کشش آن را ندارند). عکس این موارد، مربوط به افرادی است که شرایط مالتی تسک بودن را به خوبی دارند و حتی اگر آگاه به این امر نیستند، باید آگاهشان کرد. در ابتدای کتاب برند ضدگلوله، مثال ورزشکار معروف (با نام استعاری بهروز!) را زده بودید که از معایب مالتی تسک نبودن افراد قابلیت دار حکایت داشت و از ماندگار نشدن آنها بدلیل چندکاره شدن. که بجای فعالیت در حوزه های نامرتبط سیاست و سینما، بهتر بود مهارت های ارائه، طراحی و … را به تخصص اصلی ورزشی اش اضافه می کرد تا موفق تر و ماندگار شود.

    2- نوع و نسبت عناصر جعبه ابزار (سبد مهارتی) خاص هر فرد یا شغل برای چندپتانسیلی بودن:
    نوع تسک ها و مهارت های مختلف و میزان عمق هریک و نوع چینش و شبکه کردن آنها با هم (محور شدن برخی و مکمل بودن بقیه) به هدف و برنامه افراد بستگی داشته و در چارچوب نهایی طراحی شده، منابع لازم و نتایج حاصل آن، تأثیر مستقیم دارند. و البته وجود مربی و میزان توانمندی او در هدایت فرد، و نیز نقش خود فرد در تشخیص و ترکیب این مولفه ها، تعیین کننده خواهد بود.
    * با مثالی از خودم ادامه می دهم. قبل از شروع تحصیلات بازاریابی، با یکی از دوستان که از رشته علوم اجتماعی، ابتدا به کارهای آماری و بعد مدتی به تحقیقات بازار رسیده بود و قصد داشت در آینده به برندسازی برای کسب و کارها برسد، مشورت می کردم برای شناخت بازاریابی و گستره و آینده آن. نگاهی را ترسیم می کرد که بخش عمده اش، حاصل رشته قبلی و تجربیات شغلی خاص خودش بود. بعدها که وارد رشته بازاریابی شدم و محور اصلی این رشته و موضوعات مکمل را لمس کردم و نقشه راه ساده ای برای خودم ترسیم کردم، به وضوح شاهد تفاوت نگاه خودم به برندسازی و بازاریابی با نگاه دوستم بودم. و همچنان مسیرهای متفاوتی طی می کنیم.
    * به عنوان مثال دیگر؛ ممکن است مالتی تسک بودن برای یک فرد که هدف “متخصص در یکی از زیرشاخه های بازاریابی” شدن را دارد بصورت [مهارت کامل در یک زیرشاخه بازاریابی مثل دیجیتال مارکتینگ + مهارت نسبی در موضوعات ارائه، طراحی، فروش، برندینگ و …] باشد و برای فردی دومی که قصد “مشاور یا مدرس حرفه ای بازاریابی” شدن را دارد بصورت [مهارت کامل در اغلب شاخه های بازاریابی شامل بازاریابی اینترنتی، شرکتی، موبایلی و … + مهارت کامل در موضوعات ارائه، طراحی، فروش، برندینگ و …] باشد و در نهایت برای فرد سومی که قصد “کوچ (مربی) کسب و کار” شدن را دارد بصورت [مهارت کامل موضوعات نفر دوم + مهارت کامل در موضوعات کارآفرینی، مالی، کسب و کار و …] باشد.

    3- قدرت هم افزایی و خلق کنندگی:
    در تکمیل بند قبل، می توان گفت افراد چندپتانسیل، جدای از توانایی یادگیری بالا از حوزه های مختلف مهارتی خود، دارای قدرت هم افزایی و خلق کنندگی هستند. یعنی با بکارگیری مهارت های مختلف خود (که پراکنده و تصادفی کسب کرده اند یا با برنامه قبلی، به خوبی تعیین کرده و پرورش داده و با هم شبکه کرده اند) و با توجه کافی به تحولات و امکانات محیط پیرامون خود، دائماً در حال تحلیل، فرصت یابی و طراحی در هر حوزه و ربط دادن اشتراکات حوزه ها به هم، برای هم افزایی آنها و خلق دست آوردهای جدید برای خود و جامعه هستند.
    (این مورد، به نظرم قدری متفاوت با قدرت ترکیب ایده ها است و کمی بالا تر از آن است که جناب صوفی اشاره کردند).
    مثال این مورد: تام کلی و دیوید کلی که در رشته های مختلف هنر، حقوق و MBA تحصیل کرده و در زمینه های مختلف شغلی مانند حسابداری، آی تی، مشاوره مدیریت، پروژه های طراحی، بازاریابی و … کار کردند و در نهایت به همکاری در شرکت مشترکشان در زمینه طراحی و خلاقیت برای کسب و کارها پرداختند که حاصل هم افزایی ها و خلق کردن های مداوم آنها برای خودشان و مشتریانشان است. داستان کاری ایشان در کتاب خودباوری در خلاقیت که تألیف مشترکشان است و توسط انتشارات آریانا قلم ترجمه شده، آمده است.

    موارد دیگر هم در فرمایشات شما و سایر دوستان بود، که یا ذهنیتی نداشتم و یا برای عدم تکرار نابجا، مطرح نکردم.

    با تشکر و آرزوی توفیق روز افزون – محمود شم آبادی

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام و درود جناب شم‌آبادی عزیز
      من به احترام شما از جایم بلند شدم(واقعا این کار رو انجام دادم)
      باعث افتخار بنده است که دوستانی چنان علاقه‌مند و فرهیخته مثل جنابعالی، مطالب ما رو دنبال می‌کنند.
      مطلب شما رو تمام و کمال خواندم و لذت بردم
      واقعا حق مطلب را ادا نمودید.
      انشالله فرصتی باشد تا بتوانم با شما تعاملی داشته باشم.
      طبق قولی که دادم با ایمیل زیر ارتباط گرفته و کتاب چاپی خود را انتخاب نموده تا برای شما به رسم هدیه ارسال گردد.
      hezarmodir@gmail.com
      باز هم ممنون بابت مشارکت حرفه‌ای شما در این مبحث بسیار مهم

      • محمود شم آبادی says:

        بسیار ممنون و البته شرمنده ام از توجه و ابراز لطف جنابعالی.
        قطعا این محبت ویژه، از بزرگواری شماست نه از شایستگی بنده (بیشتر منتظر نقد و تصحیح مطلب بودم و الان شرمنده شدم!).
        فرصت تعامل باعث افتخار من هم هست و حتما به رسم ادب و شاگردی، خدمت میرسم.

        بایدار و بالنده باشید.

  3. هیراد says:

    سلام جناب مهدی نژاد عزیز
    مرسی از توضیحات کاملی که دادید
    موضوعی که مطرح کردید به شخصه برای من بسیار کاربردی و مفید بود و دریچه تازه ای رو در پیشبرد فعالیتم باز کردید
    ♥ به امید موفقیت روزافزونتون ♥

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام هیراد جان
      ممنون از پیامی که گذاشتید
      واقعیتش این مبحث به قدری مهم و کلیدی است که من تمام تلاشم را خواهم کرد تا هر چه بیشتر روی این مفهوم کار کنیم.
      امیدوارم شما هم بتونین به آرزوها و اهدافتون دست پیدا کنین.
      طبق قولی که دادیم برای دریافت هدیه دانلودی با ایمیل اطلاع داده شده ارتباط بگیرید

  4. وحید says:

    درود برشما
    عالی بود مبحث ارائه شده
    به امید بهترین ها برای مجموعه هزار مدیر
    ارادتمند وحید پایدار

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام جناب پایدار عزیز
      ممنون از پیام محبت آمیز شما
      چون قول دادیم هر آنکه در این صفحه برای ما کامنتی بگذارد از ما هدیه‌ای دریافت می‌کند
      لطف فرمایید برای دریافت هدیه دانلودی خود با ایمیل اعلام شده ارتباط بگیرید.

  5. علی مشاهیری says:

    سلام
    تولد تون مبارک استاد.
    من برام یک مسئله ای پیش اومد،آیا واقعٱ تخصصی کار کردن میتونه کسب و کار رو جلو ببره تو این وضعیت بازار؟
    من یکم سردرگم بودم،ویدئو شما کمی منو متوجه کرد
    اما خب میخوام بیشتر پی ببرم به این مفاهیم،
    ممنون از شما

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام حناب مشاهیری
      دوست عزیز
      ممنون از مشارکت شما در این مبحث
      در رابطه با سوال شما نکته‌ای که به صورت خلاصه می‌تونم بگم به این صورته:
      در نظر بگیرید که یک گوشی موبایل آیفون اپل یا گالکسی سامسونگ چه کارهایی انجام میده؟
      خب، خیلی کارها
      اما آیا اگه نتونه اصلی‌ترین کارش که آنتن‌دهی خوب، صدای مکالمه خوب و کلا کارهای مربوط به تلفن هست رو به درستی انجام fnه باز هم می‌تونه موفق بشه؟
      طبعا خیر
      حال می‌رسیم به توانایی‌های دیگه‌ای که این قبیل محصولات دارند و برای اونها بسیار تعیین کننده است:
      مثل کیفیت دوربین
      قدرت و ماندگاری باتری
      حافظه
      قابلیت‌های امنیتی
      و شاید یکی‌ دوتای دیگه که خیلی خیلی مهم هستند و اینها می‌تونن به ما دلیلی بدن برای استفاده از این محصولات
      حالا همه این‌ها رو که کنار بگذاریم قدرت برندها هم جای خود را دارند.
      ضمن این که لازم نیست ما توی صدها چیز بهترین‌ها باشیم.
      پس ما هم اگه بتونیم در اصل بیزنس مون حرفه‌ای‌و متخصص باشیم یعنی مثل کیفیت آنتن گوشی و مکالمه
      در کنار اون تو چندتا گزینه خیلی مهم مثل عکس، باتری، امنیت و برند هم ماهرانه عمل کنیم دقیقا به مفهومی که ما از چندپتانسیلی و مالتی تسکینگ داریم می‌رسیم.
      پس مبحث تخصص حتما مهم هست اما به تنهایی کافی نیست.
      امیدوارم تونسته باشم پاسخ شما رو بدم.
      ضمنا بابت دریافت هدیه دانلودی خود با ایمیل زیر ارتباط بگیرید.
      hezarmodir@gmail.com

  6. علی says:

    سلام.
    درمورد مولتی تسکینگ و بحث چند پتانسیله بودن، امروزه میشه خیلی ازش حرف زد. حتی درمورد مهارت های شخصی هم بنظرم صادق میتونه باشه،ادمی که امروز زندگی میکنه، فقط به یک مهارت تخصصی نیاز نداره و باید مجموعه ای از مهارت ها رو داشته باشه.
    در اینده هم که دور نیست، استفاده از هوش مصنوعی خیلی بیشتر میتونه به مولتی تسک بودن کمک کنه برای هر انسانی،
    باتشکر از وبسایت خوبتون

    • احسان مهدی نژاد says:

      ممنون علی جان از مشارکت تون در بحث
      بسیار درست می‌فرمایید.
      خصوصا مبحث هوش مصنوعی که به احتمال بسیار زیاد در آینده‌ای نه‌چندان دور مسائل زیادی را در چالش با آن تجربه خواهیم نمود.
      بابت دریافت هدیه دانلودی می‌تونین با ایمیل زیر در ارتباط باشید
      hezarmodir@gmail.com

  7. سید صادق حسینی ایزدی says:

    سلام جناب مهدی نژاد عزیز.
    بابت مطالب خوب و آموزنده و همچنین سایت با کیفیت هزار مدیر از شما سپاسگذارم.
    در مورد ویدیو و بحث مولتی تسکینگ نظر بنده هم اینه که از لوازم و ابزار های غیر قابل انکار زندگی امروزی است. با یک مثال ساده توضیح میدم. اگر برگردیم به 50 یا 100 سال قبل، ما برای زندگی کردن و امرار معاش فقط به یک تخصص یا مهارت نیاز داشتیم. مثلا نجاری. چرا که در آن شرایط خبری از رقبا نیست. جنگ بر سر کیفیت و قیمت وجود نداره. مقوله ای به نام تبلیغات هنوز به وجود نیامده. پس انسان آن زمان نیازی به فرا گیری مهارتهای ارتباطی، بازاریابی، مذاکره، تبلیغات و … نداشته.
    اما برعکس انسان امروزی دقیقا به دلیل وجود متغیرهایی که ذکر کردم که از نشانه های قرن جدید هست نمیتواند نسبت به این مسئله بی تفاوت باشد. چرا که مطمئنا با مشکلات فراوانی مواجه خواهد شد و احتمالا همه ی تقصیرها رو به سبک پدر بزرگ ها به گردن زمانه خواهد انداخت.
    ممنون بابت زحمات شما و تیم حرفه ای هزار مدیر

    • احسان مهدی نژاد says:

      با تشکر از ابراز نظرشما جناب حسینی گرانقدر
      مثال خوبی زدید، کاملا درست می‌فرمایید، امروز شرایط با 100سال پیش که چه عرض کنیم حتی با 5 یا ده سال پیش هم بسیار متفاوت شده است!!
      پروفسور استیون هاوکینگ در آخرین کتاب خود(پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌هایی بزرگ) در سال2018 تاکید زیادی دارند روی این که جوانان ما امروز بیش از حد زمان دیگری در طول تاریخ بشری نیازمند علم و مهارت‌آموزی هستند!!
      با توجه به کاهش شدید منابع زمین، مشکلات عدیده زیست محیطی و انرژی، افزایش بی حد و حصر جهان، هر روز که می‌گذرد بیش از روز قبلی موفقیت و کسب نتایج سخت و ناممکن می‌گردد.
      در انتها باز هم از ابراز نظر شما سپاسگزارم.
      طبق قولی که دادیم می‌توانید برای دریافت انتخاب و دریافت هدیه دانلودی خود با ایمیل زیر ارتباط بگیرید.
      hezarmodir@gmail.com

  8. حامد صوفی says:

    چندپتانسیلی بودن برخلاف باور منفی که در جامعه رایج است مزایایی دارد، از جمله:
    1-ترکیب ایده ها: یعنی ترکیب دو یا چند زمینه و ایجاد چیزی جدید از اشتراک آنها
    شا هونگ و راشل بینکس از بین علایق مشترکشون در نقشه کشی، تصویرسازی داده، سفر، ریاضی و طراحی زمانی که شرکت مشو را تاسیس کردند استفاده کردند. مشو شرکتی است که جواهرات سفارشی را بر مبنای الهام از جغرافیا درست می کنند.
    این مزیت باعث ایجاد نوآوری در اشتراکات می شود جایی که ایده های جدید از آن نشات می گیرد.
    2- دومین قدرت فوق العاده چندپتانسیلی ها یادگیری سریع است. زمانی که آنها به موضوعی علاقمند شوند به سختی تلاش می کنند و از منطقه امن خود بیرون می آیند.
    3- سومین مزیت انطباق پذیری است. یعنی توانایی تبدیل شدن در آنچه که باید بشوند در یک موقعیت خاص
    مثلا یک فرد چندپتانسیلی گاهی اوقات یک کارگردان فیلم است، گاهی یک طراح وب، گاهی یک مشاور و گاهی یک معلم، و این فرد به خاطر اینکه نقش های متعددی دارد ارزش بیشتری پیدا می کند.

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام و درود خدمت جناب حامدخان صوفی
      عالی به به کیف کردم
      از پاسخ تخصصی و حرفه‌ای تون
      ممنونم از شما و اطلاعات مفیدی که دادید.
      با توجه به قولی که دادیم شما می‌توانید یکی از کتاب‌های چاپی
      برند ضدگلوله یا نام‌های تجاری تنبل زرنگ خنثی
      را به رایگان دریافت نمایید.
      این تحفه ناقابلی است که تقدیم شما می‌گردد.
      برای هماهنگی ارسال لطفا آدرس و مشخصات را برای ایمیل زیر ارسال فرمایید
      hezarmodir@gmail.com
      باز هم ممنون از مشارکت شما در این مبحث بسیار مهم

  9. پوریا حسینی says:

    سلام به جناب آقای مهدی نژاد و ممنون بابت ویدئوی ارزشمندی که در رابطه با مبحث چند پتانسیلی ها منتشر کردید. من فکر میکردم چند پتانسیلی ها افراد خاصی هستند که به ندرت پیدا میشوند اما بادیدن این فیلم و دریافت محتوای ارزشمند شما متوجه شدم که همه ی افراد پتانسیل چند پتانسیلی بودند را دارند. سپاسگزارم.

    • احسان مهدی نژاد says:

      ممنون جناب پوریای عزیز
      مرسی از مشارکت شما در این مبحث بسیار مهم
      می‌تونین برای دریافت یکی از هدایای دانلودی ما برای ایمیل زیر پیام دهید تا همکاران برای شما فایل‌های مربوطه را ارسال نمایند.
      hezarmodir@gmail.com

  10. محسن بهاردوست says:

    سلام و درود
    من خودم یک چند پتانسیلی هستم و همیشه عاشق یادگیری و وقتی در کارم به جایی میرسم که باید آموزشی که حتی ازش خوشم نمیاد باید یاد بگیریم وقتی که این آموزش مربوط به هدفم میشه ناخودآگاه عاشقش میشم و اون رو یاد میگیرم و یک امتیاز دیگه برام داره که یک کار جدید یاد گرفتم .
    خدایی چند پتانسیلی ها هم برای خودشون عالمی دارن ها
    ممنون از سایت خوبتون و ممنون از جناب مهدی نژاد موفق و پیروز باشید.

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام دوست عزیزم جناب محسن بهاردوست
      بسیار ممنونم از پیام شما و صحبت کوتاه و زیبایی که فرمودید.
      بابت قولی که دادیم شما می‌توانید یکی از محصولات دانلودی پیشنهادی ما را که در ایمیل مشخص کرده‌ایم به عنوان هدیه دریافت نمایید.
      کافیست انتخاب خود را به ایمیل
      hezarmodir@gmail.com
      ارسال نمایید.
      باز هم ممنون از مشارکت شما در این بحث بسیار مهم

  11. سعید says:

    سلام و وقت بخیر خدمت شما و اعضای محترم سایت هزار مدیر.
    بنده با تفکر چند پتانسیل بودن همراه با استراتژیک درست خیلی خیلی موافقم.درحال حاضر خودم یک شرکت خدمات مالی و حسابرسی دارم در شهرستان و با این عمل و تفکیک وظایف تونستیم از پس چندپتانسیلی بر بیایم.
    برای بنده سوالی وجود نداره،خیلی واضح بیان کردید و کاملا استفاده کرده ام به شخصه.ممنون بابت آموزشها…
    تولدتون هم مبارک باشه و ان شالله سال های سال در کنار عزیزان زندگی با عزت و سربلندی رو بگذرونید.

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام دوست و همراه گرانقدر جناب سعید
      بسیار خوشحالم از این که توانسته‌اید، مالتی تسکینگ را به چندپتانسیلی بودن مثبت و کاربردی برای بیزنس خودتان بدل نمایید.
      ممنون از این که با ما در این مبحث همراه بودید.
      طبق قولی که دادیم برای دریافت هدیه دانلودی خود می‌توانید برای ایمیل زیر پیام دهید.
      hezarmodir@gmail.com
      از بابت تبریک تولد هم بسیار ممنونم.
      امید سلامتی و تندرستی برای تمام دوستان را دارم.

  12. زهرا ممشلو says:

    سلام خدمت استاد مهدی نژاد عزیز. بسیار عالی و جامع توضیح دادید در خصوص مالتی تسکینک و این افسانه چندکارگی. سپاس فراوان. تسلط بر محتوا و بیان شیواتون واقعا تحسین برانگیز هست. منتظر ادامه آموزشها هستیم. کتاب برند ضد گلوله هم عالی و بسیار کاربردی بوده و پیشنهاد میکنم دوستان حتما مطالعه بفرمایند.
    سوالم در خصوص چند پتانسیل بودن هست، آیا افراد باید در خصوص کسب و کار خودش و با توجه به نیاز کسب و کارش، تخصص های دیگر که مکمل بوده را فرابگیرد و بتواند انجام دهد، حتی اگر علاقه ای هم نداشته باشد به آن حوزه؟ یا صرفا مواردی که احساس میکند به آنها علاقه من بوده و شاید استعدادی هم داشته باشد حتی اگر در مسیر اصلی کسب و کارش نباشد؟ سپاس فراوان از شما و سایت هزارمدیر بابت انتشار محتوای ارزشمندتان. پایدار باشید

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام و درود خدمت سرکار خانم ممشلو گرانقدر
      ممنون از مشارکت شما در این مبحث
      اگر بخواهم صرفا بر اساس واژگانی که در سوالتان به کار بردید پاسخ دهم باید بگویم که به نظر من هر آنچه لازم است برای موفقیت(البته هرکس تعریف خاص خودش را دارد) فرابگیریم را باید بیاموزیم.
      و این که تصور کنیم باید حتما به آن مبحث علاقه داشته باشیم به نظر من دلیل درستی نمی‌تواند باشد.
      در نظر بگیرید که مالک یک کسب وکار که شاید روحیه‌ای کارآفرینی داشته باشد اصلا علاقه‌ای به اصول مالی و مالیاتی ندارد، پس نمی‌تواند به این دلیل اصلا دور و بر این مباحث نگردد وتمام و کمال این قسمت را واگذار کند!!
      چه بسا که می‌شناسم ده‌ها نفر را که به دلیل همین کم‌آگاهی از قوانین مالیاتی، کل کسب وکارشان را از دست داده‌اند.
      مثلا آقای بهروز فروتن مالک سابق برند بهروز که سالهاست کل کارخانه و برند بهروز را از دست داده‌اند!
      البته ایشان فردی فرهیخته، کارآفرین و مثبت هستند اما برندی را که از بابت‌ آن ده‌ها سال زحمت کشیده بودند از دست دادند.
      حال شاید اگر در مثال فوق و مثالهایی مشابه مالکان برندها در برخی از مهارت‌های مکمل آموزش لازم را دیده بودند شاید این اتفاق به این صورت برای‌شان نمی‌افتاد.
      البته این فقط یک مثال بود و من دقیقا از کم و کیف مشکلاتی که برای مالک سابق برند بهروز پیش آمده بود اطلاع ندارم.
      اما به هر صورت معتقد هستم یک مالک برند یا حتی یک مالک کسب وکار حداقل باید از اصولی مثل ایده‌یابی و نوآوری، استراتژی‌های تمایز، اصول هویت بصری برند مثل انتخاب اسم محصولات و خدمات، شعارهای تجاری، لوگو و فونت مناسب، رنگ و حواس 5گانه و بسیار مهم‌تر اصول مدیریت و رهبری برند آگاه باشد. در غیر این صورت این برند یا این کسب وکار به شدت آسیب‌پذیر خواهد بود.
      در انتها بازهم از مشارکت سرکار بسیار سپاسگزارم.

  13. شهاب شاهینی says:

    سلام اقای مهدی نژاد من کتاب دانلودی برند قدرتمند شما رو مطالعه کردم و چند سوال از شما داشتم.
    من مدتها به عنوان دامینر فعالیت کردم و برای انتخاب اسم دامنه خوب به دنبال منبع بودم که خوشبختانه شما رو پیدا کردم و از مطالب ارزشمندتون استفاده بسیاری بردم
    ایده من یک سایت کاریابی ست که قبلا اسم آن را انتخاب کردم و با دنبال کردن اموزش های سایت شما به قطعیت درست انتخاب کردن اسم اون ایمان اوردم _
    ولی برای طراحی لگو و رنگ سازمانی با اینکه مطالبی در کتاب دانلودی گفته شده بود منبع خوبی پیدا نکردم _ ممنون میشم مرا راهنمایی بفرمایید _ در ضمن اگه ممکنه برای خرید کتاب های چاپی کتاب برند ضدگلوله و کتاب نام های تجاری تنبل، زرنگ، خنثی و یا خرید به صورت( پکیج چند محصول یا کتاب )از سایت تون یک کد تخفیف برای دنبال کنندگان در نظر بگیرید . سپاس فراوان

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام دوست عزیز جناب شهاب شاهینی بزرگوار
      ممنون از این که در این صفحه سوال خود را از من پرسیدید.
      از بابت تاثیری که کتاب برند ضدگلوله برای شما داشته است بسیار خشنود هستم.
      بابت منابعی که بتوانید رنگ و لوگو را بهتر بشناسید می‌توانم حداقل به دو منبع زیر اشاره نمایم.
      برای انتخاب رنگ برند:
      https://99designs.com/blog/tips/branding-colors/

      برای آگاهی از طراحی لوگو کتاب
      LOGO DESIGN LOVE . David Airey

      البته می‌توانید در منابع فارسی هم گشت و گذاری نمایید. در سایت ما نیز چندین مقاله علاوه بر کتاب برند ضدگلوله نیز موجود است.
      ضمنا بابت کد تخفیف کتابهای چاپی هم به نظرم لازم است همه دوستان علاقه‌‌مند کتاب‌های چاپی ما را داشته باشند، چون شبیه دستور‌العمل و کتاب کار هستند.
      می‌توانید برای شماره‌ واتس آپ یا تلگرام ما پیامی بفرستید تا درخواست شما بررسی گردد.
      البته پیشنهاد بهتر تهیه دوره پیشرفته برند ضدگلوله است که بسیار مفصل این سرفصل‌ها را توضیح داده‌ایم.
      09120621994
      موفق و نام‌دار باشید

  14. حسین says:

    سلام و درود بر شما
    ممنون که این فرصت را در اخیتار ما قرار دادید. مخواستم بدونم امکان فروش کتاب در آمازون برای ایرانی ها وجود دارد؟ چه نسخه چاپی و چه نسخه الکترونیکی. چه شرایطی دارد؟ البته کتابی که خودمان تالیف کرده باشیم.

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام دوست عزیز جناب حسین
      ممنون از این که در این صفحه تعامل داشتید و سوال پرسیدید.
      متاسفانه ما هیچ کدام از کتاب‌های‌مان را هنوز در آمازون نگذاشته‌ایم و از این مسیر هم اطلاع کاملی ندارم.
      البته داشتم دوستانی که چندی پیش کتاب‌های دانلودی خود را در آمازون برای فروش گذاشته بودند ولی تا جایی که می‌دانم این موضوع هم بیشتر قابلیت تبلیغاتی داشت و نه فروش واقعی!!
      برای این کار هم تصورم این است که از بستر‌هایی مثل سایت:
      ((انجام می‌دهم))
      ((پونیشا))
      استفاده نموده‌اند.
      کلام آخر اگر قصد دارید که از این طریق درآمد دلاری کسب کنید بعید می‌دانم که بتوانید موفقیتی کسب کنید!! البته این نظر من است!!
      چون ایرانیانی هم که قرار باشد کتاب شما را بخرند، می‌توانند از بسترهایی مثل کتابراه و فیدیبو با قیمت‌هایی خیلی پایینتر خریداری را انجام دهند.
      اگر خودشان هم کارت بانکی ایرانی نداشته باشند، بستگان و دوستان‌شان در ایران نیز این کار را برای‌شان انجام می‌دهند!!
      بازهم ممنون از پیامی که در این صفحه گذاشتید.

  15. امیرعلی تولایی says:

    سلام آقای مهدی نژاد
    خواستم بابت کتاب های عالی شما تشکر کنم که بسیار در انتخاب اسم برند، شعار تبلیغاتی، طراحی لوگو، کارت ویزیت و … به برند “تپش قلب” ما (www.tapesheghalb.com) بسیار بسیار کمک کرد.

    حقیقت آقای مهدی نژاد من قصد دارم در زمینه آموزش ارتباطات پزشکی فعالیت کنم و از طرفی تمایل دارم، از رشته دانشگاهی خودم که تجهیزات پزشکی هست هم، در کارهای مجموعه بگنجانم (منظورم آموزش دستگاه های پزشکی هست) می تونم بپرسم به نظر شما این دو فعالیت رو میشه در قالب یک مجموعه انجام داد؟ به عنوان یک استراتژیست و مشاور برند می تونم نظرتون رو بپرسم؟

    قاعدتا اگر فقط در یکی فعالیت داشت، برند قدرتمندتری خواهد شد ولی از طرفی فعالیت در هر دو حیطه به صورت همزمان به شناخته شدن بیشتر مجموعه کمک خواهد کرد. ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام جناب تولایی دوست گرانقدر
      ممنون بابت این که در این صفحه سوال خود را مطرح نمودید
      ضمنا باعث بسی افتخار است که آموزش‌های ما توانسته برای شما موثر باشد.
      بنده طبق قولی که بابت پرسش و پاسخ‌های این صفحه داده بودم، سایت شما را دیدم.
      بهتون تبریک می‌گم، سایت خوبی دارید ضمن این که در الکسا نیز رتبه و کلیدواژه‌های شما را بررسی کردیم که به نظرم در مسیر پیشرفت قرار دارید.
      لینک سازی‌های شما خوب بوده و امیدوارم به سرعت پله‌های موفقیت را طی کنید.
      اما همانطور که خودتان هم مستحضر هستید واقعا در مجال این صفحه نمی‌گنجد که بتوان یک تحلیل کامل استراتژیک برای برند شما داشت.
      اما به نظرم رسید که در چند خط پایین راهبردی را که خودمان در مجموعه هزارمدیر و دیگر فعالیت تجاری‌مان در بازار انجام داده‌ایم را برای شما بازگو نمایم تا شاید راهگشای شما در این بازه از فعالیت باشد.
      ما چندی پیش به راهبردی رسیدیم که سالهای سال است توسط گوگل این ابربرند قدرتمند دنیا که امروز ارزشی معادل 150میلیارد دلار دارد به کار بسته است.
      ما شاید امروز می‌بینیم که گوگل ده‌ها محصول و خدمت متفاوت ارائه می‌دهد، می‌شنویم روی ماشین خودران کار مِیکند!!
      روی عینک‌های هوشمند کارکرده است.
      اندروید را در دست گرفته است.
      روی بالن‌های اینترنتی کار می‌کند و ……
      چگونه است که گوگل به این صورت مالتی تسک حرکت کرده و تا این میزان هم موفق است؟
      واقعیت امر این است که خود من تا چندی پیش به این معتقد بودم که باید و باید حتما بسیار متمرکز عمل کرد و کوچکترین انحراف از تمرکز را خطا می‌دانستم.
      همین طور امروز هم هنوز بسیاری از استراتژیست‌های قدیمی برند یا بهتر است بگویم با تفکر قدیمی برند روی این قضیه تاکید دارند.
      اما همه این‌ها تا زمانی بود که به استراتژی گوگل پی بردم و پارادوکسی را که از مالتی تسکینگ گوگل و موفقیت برایم پیش آمده بود حل کردم.
      گوگل از یک استراتژی 70/20/10 برای طراحی مسیر راهبردی خود استفاده می‌نماید.
      به این صورت که:
      1. 70درصد تمام زمان، هزینه، نیروها، برنامه‌ریزی‌ها و تمرکز برندش را روی قسمتی از فرآیندها می‌گذارد که اصل و اساس گوگل است یعنی موتورهای جستجو!!
      2. 20درصد از تمام مولفه‌های بالا را روی پروژه‌های نیمه‌باز خود می‌گذارد.
      3.. 10 درصد و تنها 10 درصد از این مولفه‌ها را روی پروژه‌های جدید و گاهی بی‌ربط به اساس گوگل می‌گذارد.
      آن‌ها سالهای سال است که با این استراتژی‌فعالیت کرده‌اند و بسیار هم موفق بوده‌اند. البته در کلی پروژه‌ هم شکست خورده‌اند از قبیل گوگل پلاس و …
      اما به هر صورت چون تمرکز اصلی خود را حفظ کرده‌اند این شکست‌ها به حدی نبوده که باعث سقوط این برند گردد.
      حال شما خود، برندتان را ارزیابی نمایید و ببینید که 70.20.10 شما چیست؟
      اگر باز هم نیاز به مشورت بیشتری داشتید می‌توانید برای شماره موبایل زیر در تلگرام یا واتس آپ پیامی داده، تا انشالله سر فرصت توضیحات بیشتری را در خدمت شما باشیم.
      09120621994

      • امیرعلی تولایی says:

        آقای مهدی نژاد، خیلی ممنونم از پاسخ شما
        پاسخ بسیار کاملی بود و جواب سوال خودم رو گرفتم

        بنابراین همون طور که شرکتی مثل گوگل تمرکز اصلیش روی سرچ گوگل هست و مابقی پروژه هاش رو با اسامی متفاوتd مثل اندروید، جیمیل، پیکسل، کروم و … گسترش داده، پس بهتره که ما هم تمرکز اصلیمون رو روی آموزش هامون بگذاریم و 30 درصد بقیه زمان رو روی کارهای جنبی صرف کنیم ولی با یک برند متفاوت و البته زرنگ که زیر مجموعه تپش قلب فعالیت کنه. من از صحبت های شما اینطور برداشت کردم که این ایده آل ترین حالت ممکن هست

        خیلی خوشحالم که کشور ما اساتیدی چون شما داره … آرزوی توفیق روزافزون برای شما و مجموعه هزار مدیر

        • احسان مهدی نژاد says:

          خواهش می‌کنم جناب تولایی وظیفه است
          البته در این که شما باید چه استراتژی‌ را برای مجموعه و برند خود در نظر بگیرید واقعا پیچیده‌تر از این است که بشود در یک جمله بیان کرد.
          این مورد می‌تواند فقط یک پیشنهاد برای شما باشد.
          چه بسا که شاید بتوان در مورد برند شما از استراتژ‌ی‌های برتری نیز استفاده نمود.
          در هر صورت من این مثال را زدم تا بتواند پنجره‌ای جدید در ذهن دوستان باز کند.

  16. حمزه رستمی says:

    سلام
    ممنون میشم به این سوال بنده پاسخ دهید.
    به نظرتان در حوزه مدرسی آیا می شود تو یک حیطه آموزشی ۳ ماه وقت بزاریم و تمرکز کنیم و بعد بریم مثلا در طراحی و به روزرسانی سایت حرفه ای داشتن ۲ ماه وقت بزاریم بعد دوباره بریم تو یک حوزه دیگه آموزشی ۳ ماه وقت بزاریم؟
    چه معایب و مزایایی داره؟

    • احسان مهدی نژاد says:

      بسیار ممنونم جناب رستمی از سوال بسیار به جایی که پرسیدید:
      ببینید اگر بخواهم در یک مثال ساده برای شما این موضوع را روشن کنم می‌توانیم به مدیریت یک خانه توسط یک پدر اشاره کنیم.
      این پدر باید تا حدودی از تربیت فرزندان آگاه باشد البته که قرار نیست مدرس تربیت فرزند باشد.
      همچنین باید بتواند برای خانواده مدیریت مالی شایسته‌ای اجرا کند البته قرار نیست که مدرس مدیریت مالی باشد.
      همچنین باید بتواند با همسرش نیز ارتباط مناسبی داشته باشد البته قرار نیست…..
      در مورد مالتی تسکینگ هم موضوع همین است. قاعدتا شما باید در یک حوزه تدریس به سطحی قابل قبول از تخصص برسید.
      آنگاه لازم است که روی فن بیان و سخنرانی خود نیز کار کنید، روی متقاعدسازی مخاطب نیز کار کنید.
      روانشناسی را نیز بیاموزید و ….
      البته قرار نیست در تمامی این رده‌ها مستر یا استاد شوید!!
      اما امروزه لازم است که شما در برخی مهارت‌های اصلی که از قضا در لیست مهارت‌های معیار باسوادی سازمان ملل هم هرساله اعلام می‌گردد به سطحی از دانش و اجرا برسید.
      در مورد کسب وکار هم داستان همین است.
      مالک یک کسب وکار یا یک برند آتی لازم است که تا حدودی از موارد موثر در رهبری یک برند از ایده، استراتژی، هویت بصری مثل اسم شعار لوگو رنگ و حواس 5گانه و در انتها از اصول مدیریت و رهبری برند آگاه باشد.
      امیدوارم توانسته باشم تا حدودی پاسخ سوال شما را داده باشم.

  17. سعید بهزادی رفیع says:

    درود بر شما ،
    برای برند ترکیبی میوه خشک و دمنوش چه نامی را پیشنهاد میکنید ؟
    با تشکر .

    • احسان مهدی نژاد says:

      سلام جناب بهزادی، فرآیند انتخاب نام کمی طولانی‌تر از آنی است که بشود در این پاراگراف اسمی پیشنهاد داد.
      بهترین پیشنهاد ما این است که آخرین مقاله سایت و لینک‌های داخل آن را مطالعه فرمایید، مطمئنا به انتخاب نام مورد نظر یک قدم نزدیک‌تر میشوید.
      اما اگر در یک کلام بخواهیم شما را راهنمایی کنیم بهتر است از نام‌های استعاره‌ای، ترکیبی یا تصویری استفاده نمایید. البته نامهای مرتبط با کالا و خدمات هم جزو دسته با پتانسیل بالا هستند.
      برای راهنمایی بیشتر در خصوص مراحل انتخاب اسم برند توسط مجموعه ما می‌توانید از طریق تلگرام یا واتس‌آپ با شماره زیر ارتباط برقرار نمایید.
      09120621994

    • احسان مهدی نژاد says:

      بله دوست عزیز ممنون از پرسش شما، البته در نظر بگیرید سوال شما کمی کلی است و من دقیقا نمی‌دانم منظورتان از توضیح بیشتر درباره کدام قسمت است
      اما اگر بخواهم به عنوان یک نکته تکمیلی فرآیند چندپتانسیلی توضیحی دهم آن این است:
      افراد زیادی را می‌شناسیم که چه بسا یک پزشک حاذق هستند اما در زندگی خانوادگی خود دچار مشکل شده‌اند، چون کمترین آموزش رفتار با همسر را ندیده‌اند یا وارد یک پروژه تجاری شده‌اند و شکست مالی بزرگی خورده‌اند چون از لحاظ مباحث مالی اطلاعات اولیه را نداشته‌اند!!
      به این قبیل انسان‌ها، تک‌بعدی می‌گوییم که نمونه‌هایش را همه ما دیده‌ایم و می‌بینیم.
      یکی از نتایجی که ما می‌خواهیم از این آموزش‌ها بگیریم این است که مالک یک کسب وکار یا برند باید از مواردی پایه‌ای در کسب وکار آگاه باشد.
      امید است توانسته باشم در این مجال کوتاه پاسخ شما را داده باشم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *