مهم‌ترین راز افراد موفق جهان

انگیزش

 

انگیزه

در ابتدا به  شما دوست عزیز موفق سلام عرض می‌کنم.

این موضوع از مدل‌های کلیشه‌ای بازار  نیست و خواندن آن برای درک بهتر مقاله و شناخت نویسنده به شما و همین‌طور این‌جانب کمک شایانی خواهد کرد.

ممنون از لطف و توجه شما.

به احتمال بسیار زیاد، شما دوست عزیز که اکنون خواندن این مقاله را آغاز نموده‌اید، اولین باری نیست که چنین مقاله‌ای می‌خوانید، اما قریب به یقین به تمام چیزی که در آرزوی رسیدن به آن هستید دست نیافته‌اید!

شاید هم‌اکنون در برخی از زمینه‌ها موفق هستید ولی خود را لایق موفقیت‌های بیشتری می‌دانید و در آرزوی دست‌یافتن به آن‌ها هستید!

من و برخی از شما دوستان، در همایش‌های مرتبط با موفقیت شرکت کرده و می‌کنیم و نکته جالب این‌که بسیاری از مطالبی که در این همایش‌ها می‌شنویم برای‌مان آشناست و به عبارتی آن‌ها را بلدیم.

کتاب‌های مختلفی در این زمینه خریده و خوانده‌ایم و مطالب جدید و قدیمی زیادی فراگرفته‌ایم.

بعضی هم در کارگاه‌های مختلفی شرکت نموده‌ایم و شاید توقع خارق‌العاده‌ای که از آن‌ها داشته‌ایم برآورده نشده است!

با تمام این اوصاف، هنوز هم برخی از کارهای بالا را انجام داده و در بسیاری از موارد، بعد از خواندن یک کتاب جدید یا شرکت در یک همایش خوب یا گوش دادن به یک محصول صوتی حس‌وحال بهتری پیدا می‌کنیم و چه‌بسا ممکن است حتی تغییرات ارزشمندی در کسب‌وکار و زندگی‌مان رخ دهد.

تمام این موارد یک دلیل بسیار مهم و خارق‌العاده دارد و آن همکسب انگیزه است!

انگیزه را به جرات می‌توان یکی از معدود عوامل اساسی رسیدن و مهم‌تر از آن باقی‌ماندن در مسیر موفقیت نامید.

انگیزه درست به مانند بنزین سوپر برای یک اتومبیل کار می‌کند.

تنها زمانی که شما به اتومبیل خود بنزین سوپر می‌زنید، ماشینتان قابلیت حرکت با تمام قوا و حداکثر سرعت را دارد!

البته مولفه‌های دیگری به مانند قطعات فنی ماشین و لاستیک‌ها نیز مهم هستند. ولی به فرض این که همه آن‌ها درست کار کنند، اما اگر ما بنزین با کیفیتی درون باک اتومبیل خود نریزیم، هیچ‌گاه نخواهیم توانست از حداکثر قدرت و ظرفیت آن استفاده نماییم!

اگر مسیر زندگی و کسب‌وکار را به مانند یک مسابقه اتومبیل‌رانی در نظر بگیریم، امروزه بسیاری از مردم و کسب‌وکارها حرکتشان فقط در حد ماشین‌هایی با بنزین معمولی و کم‌کیفیت و یا  بدتر از آن شاید به علت حضور در سرازیری است!

با ادامه این روند بسیاری از این افراد به زودی از حرکت باز خواهند ایستاد یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت در اواسط و به زودی پشت سر همه به‌سر خواهند برد.

اما این بنزین سوپر یا انگیزه هست که حرکت ما با تمام قوا را ممکن می‌نماید.

سوپر
بننزین سوپر

در ادامه عوامل مهم انگیزه را با استفاده از مثالهایی ملموس برای‌تان آورده‌ام:

 

سکوت بره‌ها

آنتونی هاپکینز، یکی از بزرگ‌ترین هنرپیشه‌های امروز دنیا که موفق به کسب جایزه اسکار بابت ایفای نقش هانیبال لکتر در فیلم سکوت بره‌ها شده در مورد گذشته خودش نقل کرده است:

در کودکی دچار مشکل خوانش‌پریشی بودم و معلمان مدرسه از من قطع امید کرده بودند!

بدتر این که در خانواده‌ام دو پسرعموی بسیار باهوش و زرنگ داشتم که همیشه مورد توجه همگان بوده و افراد خانواده‌ام همواره من را با آن دو مقایسه می‌کردند!

همین عوامل باعث شدند من در سنین نوجوانی تمام تلاش خود را به کار بسته و سال‌ها بعد به قدری شهرت و اعتبار کسب نمودم که امروزه تمام دنیا من را شناخته و احترامی خارق‌العاده برایم قائل‌اند. فقط برای من و نه برای پسرعموهایم!

چه بسا این مقایسه‌ها و تحقیرها باعث ایجاد انگیزه‌ای خارق‌العاده برای پیشرفت او- آنتونی هاپکینز- گردیدند.

هاپکینز
آنتونی هاپکینز

 

و اما سخنی بسیار مهم و قابل تامل از اسطوره موفقیت شخصی آنتونی رابینز:

هر عملی که انسان در زندگی انجام می‌دهد، ناشی از دو عامل انگیزشی بسیار ساده ولی مهم است.

  1. انگیزه دوری از سختی و ذلت!
  2. انگیزه رسیدن به خوشبختی و لذت! 

 

آنتونی رابینز
رابینز

 اسارت در زندان هیتلر

ویکتور فرانکل روان‌پزشک مشهور اتریشی که چندین سال در اردوگاه‌های مرگ آشویتس و داخائو هیتلر اسیر بوده است و جزو معدود افرادی بوده که از این اردوگاه‌های مرگ جان سالم به در برده است، هر روز و هر شب شاهد مرگ دیگر اسرای زندانی و بیشتر به دلایل  ضعف روانی و عدم امید به آینده بوده است.

وی روزها و شب‌ها با خود خلوت کرده و در تلاش برای یافتن معنایی از بابت این زجرها و شکنجه‌ها بوده است.

در نتیجه او درمی‌یابد که زندان‌بانان و شکنجه‌گران، تنها بر جسم او تسلط دارند و توانایی تسلط بر روح وی را ندارند!

فرانکل می‌گوید:

 درد جسمانی تا جایی بر ما تاثیرگذار است که روحمان را در گروی آن قرار دهیم.

هم‌چنین در تمام احوالات ایام سختی، وی با تجسم و انگیزه واقع‌بینانه آزادی و نه توهم آزادی، در دنیای پس از اسارت و ارائه جهانی نظریه معنادرمانی – لوگوتراپی- خودش بوده است.

فرانکل درصدد کشف معنایی برای تحمل  رنج‌ها و سختی‌های انسانی، خود را سرپا نگاه‌داشت تا سرانجام بعد از پایان جنگ آزاد شد.

در همین دوران اسرایی بودند که برای آزادی خودشان زمان‌هایی کوتاه و توهم‌گونه در نظر گرفته بودند و چون در آن زمان‌ها از آزادی خبری نبود، به دلایل شکست روحی و روانی جان خود را از دست می‌دادند!

وی در کتاب ارزشمند، انسان در جستجوی معنا، دلیلی مهم را برای دست‌آوردهای انسانی برشمرده است:

در آن دوران به این نتیجه بزرگ رسیدم که درد جسمانی، تا جایی قدرت تاثیر بر انسان را دارد که بتواند روح شما را نیز تسخیر کند.

 اگر شما روح خود را در اختیار داشته باشید، خود را درون قلعه‌ای تسخیرناپذیر تصور خواهید کرد و هیچ عاملی بیرونی نخواهد توانست شما را متزلزل نماید!

فرانکل
فرانکل

 

داستان محمدرضا……..

دوستی دارم که البته از من سالها بزرگتر است، اما چندین سال در زندان‌های عراق اسیر بوده است. وقتی نحوه مقابله او با سختی‌ها را پرسیدم او نیز جملاتی مشابه را بیان کرد، که افرادی که موفق به تحمل سختی‌های بی‌حد وحصر اسارت شدند و جان سالم به در بردند افرادی بودند که به  کنه وجودی خود مراجعه کرده و از درد و رنج جسمی فراتر رفته‌ بودند.

 

 

بنابراین و بر اساس سخنان این بزرگان، من – نویسنده – این نتیجه را گرفتم که در زندگی، شناخت دقیق این سه عامل می‌تواند شما را در رسیدن به هر هدفی حمایت نماید!

  1. عامل بسیار مهم دوری از سختی و یا ذلت
  2. عامل مهم دست‌یابی به لذت و یا خوشبختی
  3. عامل خاص رسیدن به معنای زندگی

اکنون مهم‌ترین اصل موفقیت را البته اگر تا به حال نمی‌دانستید فراگرفتید.

 

و اما……………

من در توضیح سطح میانی موفقیت به‌صورت بسیار کاربردی و در قالب دستورالعمل‌هایی به بیان اصول خارق‌العاده هدف‌گذاری خواهم پرداخت.

اما اکنون و در ابتدای راه، اگر شما فقط و فقط همین یک اصل را به خوبی فراگرفته و در انتخاب هر هدفی، عامل اصلی اهمیت یا عامل انگیزه‌دهنده را برای خود پیدا کرده و همیشه این اصل را برای خود تکرار نمایید، می‌توانید در کوتاه زمانی منتظر لمس موفقیت‌های فراگیر و پایدار باشید!

انگیزه را جدی بگیرید. درست به مانند همان بنزین سوپر که هر بار باک ماشین‌تان خالی شود آن را می‌زنید.،انگیزه هم باید طی مراحل مختلف و هر از گاهی به باک ما تزریق شود، و گرنه به زودی از کار افتاده یا با توان پایین کار خواهیم کرد.

 

در سطرهای آتی چند مثال واقعی دیگر را برای‌تان ذکر خواهم نمود.

 هرکول ایران

بسیاری از قهرمانان المپیک، بدون دانستن ذره‌ای از  تئوری‌های کلاسیک موفقیت و تنها با پی‌بردن به قدرت جادویی انگیزه و البته تلاش و پشتکاری وصف‌ناپذیر، نائل به کسب این موفقیت‌ها شده‌اند.

لذت زایدالوصفی را که از ایستادن روی سکوی قهرمانی المپیک به دست خواهند آورد و همچنین لذت لمس مدال طلای قهرمانی بر گردن خود و حتی نواخته شدن سرود ملی کشورشان را در تصورات خود بارها و بارها تکرار کرده و به همین روش‌ها می‌توانند به موفقیت‌های شایانی در این زمینه دست یابند.

در خاطرات حسین رضازاده نقل است:

زمانی که در مسابقات المپیک آتن و در کشور یونان قهرمان دنیا شدم و دومین مدال طلای المپیکی خود را به‌دست آوردم، از یونانی‌ها می‌شنیدم که می‌گفتند:

ما تا قبل از تو فکر می‌کردیم هرکول قوی‌ترین مرد دنیاست، اما حالا فکر می‌کنیم تو هرکول واقعی هستی!

نکته جالبی اما در خاطرات حسین رضازاده وجود دارد و آن این که:

بار اول و در المپیک سیدنی، من با انگیزه دست‌یابی به لذت قهرمانی، موفق به کسب مدال طلا شدم.

اما بار دوم و در المپیک آتن، تا قبل از رفتن من به روی تشک، تیم ایران هیچ مدال طلایی دریافت نکرده بود و من انگیزه عجیبی داشتم تا خدای ناکرده این مدال را از دست ندهم!

حسین رضازاده
رضازاده

این جا نقش انگیزه دوری از ذلت و سختی بود.

 

و اما بسیاری از دانشمندان، کارآفرینان وثروتمندان امروز دنیا ، با توجه به این که در کودکی یا نوجوانی، شرایط زندگی مطلوبی نداشته‌اند، توانسته‌اند با انگیزه قدرتمند دوری از  فقر و نداری، به موفقیت‌های بسیار بزرگی دست یابند!

 

داستان دانش‌آموز کودنی که میکروفن و گرامافون را اختراع کرد

شاید کمتر کسی باشد که نام ادیسون را  نشنیده باشد اما من هم تا چندسال قبل فقط یک داستان از ادیسون می‌دانستم و آن این بود که مادرش مریض بود و او برای پزشکی که به خانه آنها آمده بود چند آینه مقابل هم قرار داده تا نور شمع چند برابر شود!! ما هم در خانه مثل این  خل و چل‌ها آینه ها را جلوی هم می‌گذاشتیم تا ببینیم که این موضوع تا چه حد اجرایی است. واقعیتش این که من هیچ وقت متوجه تغییر خاصی در نور نشدم! شما را نمی‌دانم.

این داستانی بود که ما از ادیسون می‌دانستیم. آفرین به دوران مدرسه با این همه آموزش‌های کاربردی!

اما داستان واقعی ادیسون چیز دیگری بود:

توماس آلوا ادیسون، دانش‌آموز دبستانی بسیار معمولی بود که بنا به نظر مدیر مدرسه‌اش یک پسر کودن بوده و به همین دلیل وی را از مدرسه اخراج کردند!

سال‌ها بعد و برای این که به همگان ثابت کند، کودن نیست در ایستگاه راه‌آهن مشغول به روزنامه‌فروشی شد. پس از مدتی  و در ضمن این‌که خودش کودک بود، کودکان دیگری را استخدام کرد تا به کار فروش روزنامه برای او بپردازند.

کمی بعد دستگاه تلگراف چاپی را اختراع کرد و  حق اختراع آن را به بهای ۴۰۰۰ دلار به راه آهن آمریکا فروخت. پس از آن نیز اولین گرامافون و سپس میکروفن و در مجموع بیش از ۲۵۰۰ اختراع در دنیا به ثبت رسانید که معروف‌ترین آن لامپ رشته‌ای است!

لیکن تحقیرهایی که در دوران کودکی به وی شده بود تا حدود زیادی باعث ایجاد انگیزه پیشرفت او شدند.

هم‌چنین شرکت قدرتمند جنرال الکتریک نیز از او به یادگار مانده است!

ادیسون

البته نقل است که مادر باهوش و قدرتمند ادیسون نیز در راهنمایی و آموزش او نقش بسیار مهمی داشته است. پس مطمئنا انگیزه به تنهایی باعث پیشرفت او و هیچ شخص دیگری نگردیده است.

در مبحث کسب معنای زندگی هم، به نظر بسیاری از بزرگان موفقیت و همچنین بیشتر مذاهب دنیا، هدف از آفرینش انسان بسی بزرگ‌تر از لذت‌های فانی و همین‌طور تحمل درد و رنج‌های موجود در زندگانی بشری است.

اگر بتوان انگیزه‌ای قدرتمند و معنوی پیدا کرد، مطمئن باشید، سطح زندگی بسیار با کیفیت‌تری را می‌توان متوقع بود.

 

 

آقای خنده خودش را کشت!

اما گاهی نیز نبود انگیزه‌های قدرتمند معنوی نیز باعث ایجاد اتفاقاتی دلخراش گردیده است!

گروهی از افراد مشهور و ثروتمند جهان که به قله‌های افتخار و موفقیت‌های بسیاری دست یافته‌اند، در برهه‌ای از زندگی به دلیل نداشتن یک انگیزه معنوی قدرتمند، دست به خودکشی زده‌اند و جهانیان را بهت‌زده کرده‌اند!

یکی از بارزترین  نمونه‌های این موضوع، اسطوره طنز سینما و تئاتر دنیا، رابین ویلیامز بود.

رسیدن به سطح موفقیت شغلی او آرزوی میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا بود، ولی تنها به دلیل نداشتن یک پشتوانه قوی معنوی دست به خودکشی زد!

نمونه‌های دیگری نیز مثل الویس پریسلی و مایکل جکسون و مرلین مونرو که در ۳۶ سالگی و در اوج موفقیت وشهرت، خودکشی نمود، نیز قابل ذکر می‌باشند!

 

داستان بهروز

دوست و همکلاسی‌ای داشتم به نام بهروز که از همان زمان کودکی همواره وضع مالی خوبی داشتند. در دهه ۱۳۶۰ که پول توجیبی ما ۵ یا ۱۰ تومن بود بهروز ۱۰۰ تومنی در جیبش داشت.

او هیچ دغدغه مالی نداشت و آرزوی بسیاری از ما داشتن زندگی‌ای مثل او بود. زندگی به همین منوال گذشت تا چندین سال پیش و در اوایل دهه ۸۰ متاسفانه خبر خودکشی بهروز همه ما را شکه کرد.

از دوستانی که با او ارتباط نزدیک‌تری داشتند ماجرا را پرسیدیم. پاسخ مشخص بود:

بی هدفی و پوچی!

همه این افراد از خلاء معنوی شدیدی در زندگی خود رنج می‌بردند.

 

اما در این قسمت، خالی از لطف ندیدم جهت هرچه بیشتر جاافتادن موضوع، یک ماجرای واقعی، به همراه تحلیل ماجرا از فردی را برای‌تان نقل کنم که با یک عامل انگیزشی خاص، نائل به کسب موفقیت گردید:

ا

 ماجرای خانم پرستو

چندی پیش خانمی از بستگان من که در این‌جا وی را خانم پرستو می‌نامم در زندگی مشترک دچار مشکلاتی گردید. از آن‌جایی که ایشان مثل بسیاری از بانوان ایرانی خانه‌دار بوده و تا به حال در هیچ شغل بیرون از منزلی فعالیت نکرده نبود، دچار وضعیت بغرنجی هم از جهت روحی و هم از جهت مالی گردید!

خانم پرستو مدتی پس از جدایی مشغول به انجام یک شغل دفتری با حقوقی بسیار ناچیز شده بود که حتی کفاف خورد و خوراکش را نمی‌داد چه برسد به اجاره خانه و نگهداری از پسر ۱۲٫۱۳ ساله‌اش را!

روزی که در یک جمع خانوادگی صحبت در مورد مباحث موفقیتی و اقتصادی بود، این خانم با علاقه بسیار به صحبت‌های من و تعدادی از دوستان گوش می‌داد و در این خصوص سوالاتی از من پرسید.

در آن‌جا بود که متوجه انگیزه بالای خانم پرستو برای ایجاد تغییر در وضعیت کنونی‌اش شدم و به ایشان یکی از کتاب‌های آموزشی کم‌حجم برایان تریسی- چگونه شغل دلخواه‌تان را پیدا کنید- که بسیار کاربردی است را هدیه دادم.

در کنار آن نیز توضیحاتی در خصوص روش اجرای تمرینات آن کتاب به وی دادم.

طی چند ماه آینده خانم پرستو برای مشاوره در زمینه شروع یک کسب‌وکار شخصی با من تماس گرفت و من نیز تا جایی که از دستم برمی‌آمد با ذکر موارد مهم اجرایی و همچنین دادن انگیزه لازم برای شروع این کسب‌وکار، ایشان را به شروع هرچه زودتر آن فعالیت ترغیب نمودم.

ضمن این‌که با تعریف سرگذشت مسیر فعالیت شغلی خودم و برخی از فعالیت‌های دیگر افراد موفق، روحیه لازم را برای شروع فعالیت به ایشان دادم!

در کمتر از چند ماه، این بانو فعالیت اقتصادی خود را شروع کرده و در کوتاه‌زمانی در آن رسته شغلی اسم‌ورسمی به دست آورد!

در یکی از نقاط خوب شهر و در جایی که پارک اتومبیل زیاد سخت نبود، سالنی را اجاره نموده و کسب‌وکار خودش را آغاز نمود. با توجه به روابط عمومی خوب‌اش و با کمک گرفتن از روابط دوستان و آشنایان، درکمتر از دوسال وضع اقتصادی‌اش بسیار بهتر از گذشته شد.

هم‌چنین با خلاقیت‌هایی که در کارش به کار بست، منابع درآمدی بسیار خوبی برای خودش دست‌وپا کرد که رقیبانش سالیان سال از آن بی‌بهره بودند!

یکی از خلاقیت‌های این خانم که باعث کسب درآمدی بسیار بیشتر از رقیبان برای ایشان گردید، ارائه غذای‌خانگی بسیار با کیفیت به مشتریان در محیط کاری‌اش بود. ( من از بیان شغلش به دلیل حفظ حریم شخصی امتناع می‌نمایم ).

خانم پرستو با شکار این موقعیت استراتژیک، تشخیص داد در محیطی که افراد ساعتی وقت می‌گذرانند، ارائه غذای‌خانگی‌درجه یک می‌تواند برای خانواده‌ها بسیار جذاب و سودآور باشد!

پس از مدتی که با ایشان برخورد داشتم با خضوع بسیار، از مشاوره من و کتابی که به او دادم تشکر کرد و عامل اصلی موفقیتش را  راهنمایی‌های من دانست!

البته من در پاسخ به وی گفتم:

 عامل اصلی موفقیتش، انگیزه بالای خودش برای تغییر بوده که با جادوی پشت‌کار ترکیب شده است!

و گرنه هزاران عدد از این دسته کتاب‌ها در منزل افرادی است که برای سالیان سال خاک می‌خورد و هیچ تاثیری بر صاحبانش نگذاشته است!

امروز این خانم کارآفرین، چندین کارمند خانم دارد و برای چندین خانواده اشتغال‌زایی نموده است. برای خود یک اتومبیل شخصی خوب خریده است و درآمدش به طرز چشمگیری افزایش یافته است. همچنین منزلی خوب برای خود و فرزندش تهیه نمود و هر ساله به دو تا سه مسافرت درجه یک می‌رود!

دوستان و فامیل، احترام بسیار بیشتری از گذشته برایش قائل هستند و گروهی نیز به پیشرفت و موفقیت‌های او حسادت می‌کنند!

پس بسیار جالب است که می‌بینیم شخصی تنها با خواندن یک کتاب و چند مشاوره کوتاه در اندک‌زمانی، پتانسیل بالقوه خودش را بالفعل کرده و از یک فرد خانه‌نشین به یک فعال اقتصادی تبدیل می‌شود.

گو این‌که دوستانی ده‌ها کتاب دارند و در ده‌ها همایش شرکت کرده‌اند و این اواخر هم که به مدد شبکه‌های اجتماعی در چندین گروه موفقیت، عضو هستند، ولی چون از انگیزه قوی و عمل پس از آن خبری نیست، هیچ‌گونه پیشرفت چشم‌گیری در زندگی و کسب‌وکار خود ندارند!

اما برای هرچه واضح‌تر شدن اثر این داستان، در چند خط ذیل به بررسی عوامل موفقیت این خانم پرداخته‌ام:

 

عامل اول موفقیت خانم پرستو

در بررسی این مورد می‌توان به وضوح مشاهده کرد که عامل محرک و اصلی موفقیت این شخص، انگیزه دوری از سختی و شرایط تنگنای مالی و اجتماعی بوده است که خود عامل انگیزشی بسیار مهمی برای تغییر است!

البته بسیاری از افراد جوامع، علی‌الخصوص بانوان، در همچنین شرایطی، افسردگی‌کردن را انتخاب می‌کنند و با این کار بهترین دلیل را برای دلسوزی دیگران به دست می‌آورند.

 

دومین عامل موفقیت خانم پرستو

در مرحله بعدی و از آن‌جایی که این شخص تشنه موفقیت بود و مهم‌تر این که هیچ ادعایی در زمینه موفقیت نداشت، به روش پیشنهادی من و همچنین گام‌به‌گام خواندن و اجرا کردن موارد آن کتاب، توجه لازم را مبذول داشته و همین مورد، دلیل دوم موفقیتش بود.

نکته مهم این که برخلاف کتاب‌های داستانی و رمان که با یک بار خواندن آن‌ها، دیگر انگیزه‌ای برای دوباره خواندنشان وجود ندارد، کتب آموزشی باید چندین و چندباره خوانده شوند و مثل دروس اصلی مدارس و دانشگاه آن‌ها را جدی گرفته و در یک کارگاه عملی به اجرا درآوریم!

چه بسا با چندباره خواندن و اجرای نکات آموخته شده، پس از مدتی این اعمال درون ما نهادینه شده و همان‌طور که استفان کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر می‌گوید:

این رفتارها کم‌کم به عادت‌های ما بدل می‌گردند.

تنها در این زمان است که موفقیت‌های ما تثبیت شده و ما به یک شکارچی دایناسور (کمی بعد توضیح خواهم داد) بدل می‌شویم!

کتاب دانسته‌هایت را به کار بگیر اثر کنت بلانچارد به صورت بسیار تخصصی به بیان این مشکل پرداخته است که چرا افرادی با خواندن صدها کتاب هنوز اندرخم یک کوچه‌اند.

نتیجه این که تا زمانی که دانسته‌ها را به کار نبندیم هیج تاثیر چشمگیری در زندگی ما نخواهند گذاشت!

خواندن این کتاب با ترجمه آقای سعید محمدی دوست عزیز را به شما توصیه می‌نمایم.

Motalesharif.com

 

سومین عامل موفقیت خانم پرستو

در مورد خانم پرستو و افرادی از این دست، پشت‌کار نقشی بسیار مهم در روند به نتیجه رسیدن موفقیت‌های هرچه بیشتر ایشان دارد.

چه بسا در زمان شروع این کار، ایشان مورد تمسخر و کوچک‌انگاری بسیاری از اطرافیان خودش قرار گرفت، کما این که در چندماه اول هم به مانند هر کسب‌وکار دیگری درآمدی آن‌چنانی نداشت و تازه بدهکار هم بود!

ولی با پشت‌کار لازم، از هدفش کوتاه نیامده و هم‌چنان به مسیرش ادامه داد!

بسیاری از افراد، اما در شرایط مشابه، تحمل دریافت ضربه‌های این‌چنینی را به‌خصوص از دوستان و فامیل و عدم کسب موفقیت‌های اولیه نداشته و در همان قدم‌های اول، از کار دست کشیده و به لانه بی‌خطر افسردگی‌کردن روی می‌آورند!

 

چهارمین عامل موفقیت خانم پرستو

قدرت اثر مرکب

دارن هاردی سردبیر مجله موفقیت آمریکا و از کارآفرینان خودساخته، در کتاب ارزشمند اثر مرکب، به قانونی بسیار مهم می‌پردازد که قرن‌هاست توسط انسان‌های موفق به کار بسته شده است و آن چیزی نیست جز، اثر مرکب!

برطبق این قانون، فعالیت‌های کوچک روزمره البته به شرطی که به صورت منظم، تکرار و پیگیری شوند، پس از مدتی به میزان شگرفی نتیجه‌ای بس بزرگ از خود به جای می‌گذارند!

در این مورد داستان معروفی به شرح زیر وجود دارد:

به دو دوست پیشنهاد می‌شود که بین گرفتن ۳ میلیون دلار پول نقد یک‌جا و یا گرفتن ۱ سنت، که طی  ۳۱ روز آینده هر روز ارزش آن دوبرابر می‌شود، یکی را انتخاب کنند!

اگر این داستان را قبل از این شنیده باشید می‌دانید که انتخاب ۱ سنت در هر روز که دو برابر می‌شود کار درست‌تری است!

چرا؟

من برای درک بهتر موضوع ارقام را به تومان تبدیل کرده‌ام.

فرض کنیم که شما گرفتن ۱۰ میلیارد برای یک ماه  را برگزیده‌اید و دوست شما گرفتن ۳۵تومان هر روز را که طی یک ماه دوبرابر می‌َشود.

در روز ششم شما ۱۰ میلیارد را دارید و دوستتان ۱۰۰۰ تومان دارد.

در روز ۱۲ام نسبت دارایی شما ۱۰ میلیارد در برابر حدود ۷۰ هزارتومان او می‌باشد.

در روز ۲۱ ام در حالی که تنها ۱۰ روز به پایان ماه باقی‌مانده است، شما همچنان ۱۰ میلیارد دارید و دوستتان تنها ۳۵  میلیون!

حالا تصور کنید دوست عزیزتان چه حسی دارد؟ با وجود تمام از خودگذشتگی‌ها و تحمل سه هفته، تنها ۳۵ میلیون در مقابل ۱۰ میلیارد شما دارد!

اما این جاست که جادوی اثر مرکب کم‌کم نمایان می‌شود.

در روز ۲۸ ام دوست عزیز شما حدود ۵ میلیارد دارد که هنوز از شما خیلی کمتر است.

در روز ۲۹ ام اما دوست عزیز ۹ میلیارد دارد که بسیار به شما نزدیک شده است.

در روز پایانی یا سی‌ویکم اما دوست خوش‌فکرشما ۳۸ میلیارد دارد که بیش از ۳ برابر دارایی شماست!

 

این مثالی است که ثابت می‌کند، چرا داشتن ثبات قدم در طول زمان تا به این حد مهم است.

نکته قدرتمندی که در اثر مرکب وجود دارد، علاوه بر ثبات قدم، پیشرفت‌های کوچک هر روزه می‌باشند.

چه بسا در مثال بالا اگر قرار بر این می‌بود که هر روز تنها یک سنت دریافت می‌شد تاثیر به‌سزایی در انتهای موضوع نداشت!

اما اگر شما بتوانید در هر روز، حتی یک کار کوچک جدید و یا یک عادت مثبت جدید به روش‌های گذشته خود بیفزایید، پس از مدتی خواهید توانست از نتیجه اثربخش مرکب آن بهره ببرید.

البته نتیجه عکس آن هم صادق است. رفتارهای منفی روزانه، مثل بدهکاری، پرخرجی، پرخوری و….. می‌تواند پس از کوتاه‌مدتی شما را به یک آدم چاق، بدهکار و درجازننده بدل نماید!

لازم به ذکر است که چیزهای بسیار کمی در دنیا وجود دارند که قابلیت دوبرابر شدن در هر روز را داشته باشند و این داستان افزایش پول دوبرابری فقط یک داستان است که قدرت اثر مرکب را به شما نشان دهد.

اما نتیجه‌ای که از این قانون می‌توان در رابطه با موضوع موفقیت خانم پرستو گرفت نیز، پشت‌کار و کسب موفقیت‌های کوچک روزانه بود که توانست وی را در زمانی کوتاه در شغل خودش بی‌رقیب نماید!

 

در این قسمت، نیز یک دستورالعمل ویژه ۴ بخشی را برای‌تان آماده نموده‌ام:

 

 

 

 

 

دستورالعمل و تعهدنامه ۴ بخشی بسیار مهم موفقیت

  1. یافتن یک انگیزه بسیار قوی برای تغییر و پیشرفت، از یکی از روش‌های زیر:

الف. تجسم رسیدن به لذت ثروت!

من آقای/ خانم………………………. با ایجاد این تغییر و رسیدن به ثروتی معادل………………………………. و یا درآمدی ماهیانه معادل………………………..،………. از این پس احساسات عالی زیر را خواهم داشت:

 

الف ۱: اکنون احساس می‌کنم دست‌یافتن به هر آرزویی که نیاز مالی داشته باشد برایم مقدور است و به راحتی می‌توانم…………………. و…………………………. و………………………را برای خودم خریداری کنم.

 

الف ۲: اکنون احساس بسیار خوبی از داشتن ثروت مادی خودم دارم و از این که می‌توانم برای نزدیکانم که شامل، همسر/ فرزند/ والدین هستند، ………………………. و…………………………را خریداری کرده و باعث خوشحالی بسیار زیاد آنان شوم، از خداوند سپاسگزارم.

 

الف ۳: اکنون که صاحب این حد از ثروت هستم، می‌توانم به کشور………………………و شهر…………………………که سال‌ها در آرزوی سفر به آن‌ها بودم سفر کرده و بدین صورت یکی از آرزوهای بزرگ شخصی‌ام را بدون کمترین دغدغه‌ای به انجام برسانم!

 

ب. تجسم دوری از سختی و ذلت.

من با انجام این تغییرات از این پس از سختی‌ها و رنج‌های زیر آسوده خواهم شد:

ب ۱: من با دست‌یابی به این حد از ثروت یعنی داشتن………………………. تومان و یا رسیدن به جایگاه…………………….. دیگر هیچ‌گاه نگران پرداخت هزینه…………………………. و………………………………. نخواهم بود.

 

ب ۲: من با رسیدن به این حد از ثروت یا دست‌یابی به ……………………………….. نگرانی‌هایی از قبیل آینده تحصیلی فرزندم/ فرزندانم………………؛ و

………………………را نخواهم داشت و چنان‌چه اگر برای خودم اتفاق ناگواری بیفتد، نیز از آینده خانواده‌ام دغدغه فراوانی نخواهم داشت!

 

ب ۳: من با دست‌یابی به این حد از ثروت یعنی درآمد خالص…………………………تومان در ماه یا رسیدن به …………………………… خواهم توانست به گروهی از کودکان و خانواده‌های بی‌سرپرست و……………………. یا………………………. کمک کرده و حداقل از این طریق بخشی از دینم را به مردم کشورم ادا کنم.

 

ب ۴: (خودتان بنویسید)

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………

 

 

 

ج. تجسم یک دلیل معنوی قوی برای ادامه زندگی.

در صورت انجام این تغییرات، احساسات معنایی که از این پس خواهم داشت:

ج ۱: هر روز ……………دقیقه را به سپاسگزاری از خداوند، به دلیل سلامتی خودم و…………………………………و……………………………اختصاص می‌دهم.

 

ج ۲: به افراد نیازمندی مثل……………………یا خیریه…………………. هر ماه…………………. تومان، کمک می‌کنم و اگر بتوانم برای آن‌ها فرصت‌هایی فرهنگی برای خروج از فقر به وجود می‌آورم.

ج ۳ (خودتان بنویسید)

احسان مهدی نژاد
ehsan mehdinezhad

 






انتخاب ستون کناری

استایل دلخواه


رنگ دلخواه


بک گراند


بک گراند تمام صفحه

تنظیمات تبلیغات


پنهان کردن بنر بالای دلخواه

بنر بالای دلخواه
بالای سربرگ

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. نسرین حیاتی

    سلام به شما استاد مهدی نژاد بزرگوار، واقعا عالی بود.خواندن داستان زندگی افراد موفق و خصوصا خانم پرستو باعث ایجاد امید وحتی انگیزه ی بیشتر برای همه وخصوصا ما خانم هایی است که دوست داریم در شغل وزندگی خود موفقیت بیشتری داشته باشیم.ممنونم از شما

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره رایگان انتخاب اسم برند
برای دانلود 5 درس کاملا رایگان کافیست ایمیل خود را وارد نمائید
ایمیل شما دوست گرامی نزد ما محفوظ است