حضور هنرمندان در تبلیغات، درست یا غلط!!

ستارگان در تبلیغات

حضور هنرمندان در تبلیغات، درست یا غلط، مساله این است!

 

سال‌های سال است که تقریبا در تمامی دنیا، نام‌های تجاری معروف همواره از هنرمندان، ورزشکاران و …….در تبلیغات خود استفاده می‌کنند.

البته چندسال پیش و از اواخر دهه ۷۰، چندسالی تعدادی از هنرپیشگان و ورزشکاران ایرانی در انواع تبلیغات تلویزیونی و بیلبوردی مشغول به فعالیت شدند!

اما این روند  یعنی حضور هنرمندان در تبلیغات،با هجمه شدید اعتراضات مواجه شد و برای چند سالی این کار ممنوع شد تا این که:

دوباره و حدود ۲ سال پیش مجددا این اجازه داده شد تا افراد مشهور بتوانند دوباره در تبلیغات شرکت کنند!

 

حال با توجه به اهمیت زیاد موضوع حضور هنرمندان در تبلیغات و نظرات بسیار متناقض اغلب مصرف‌کنندگان و صاحبان صنایع و برندها، قصد دارم در این مقاله به نکات مثبت و منفی این کار بپردازم!!

 

حضور هنرمندان در تبلیغات چه مضراتی دارد؟

 

استفاده از هنرپیشگان و ورزشکاران و یا به اصطلاح ستارگان در تبلیغات برندها،  علی رغم نکات مثبتی که دارد چند ویژگی خطرناک هم دارد:

 

  1. اولین ویژگی منفی این کار، هزینه دستمزد بسیار بالای این افراد در تمامی دنیاست!!

در خارج از ایران افرادی مانند تایگر وودز، افسانه گلف، تنها از یک برند، سالی حدود ۶۰ میلیون دلار یعنی حدود ۲۰۰ میلیارد تومان درآمد دارند!!

 

در ایران هم، علیرغم عدم شفافیت اطلاعات، صحبت از ارقام میلیاردی برای یک سال تبلیغات افرادی مثل بهرام رادان و محمدرضا گلزار می‌شود!

 

پس ارقامی که شما به عنوان صاحب یک برند باید هزینه کنید بسیار بالاتر خواهد رفت!

 

  1. دومین عامل خطرناک این موضوع عدم باورپذیری ستاره مورد نظر توسط مردم یا مصرف‌کنندگان برند است!

مثال ایرانی بهرام رادان را در نظر بگیریم که الان مدتی است نماینده برند نوین چرم شده است.

مساله‌ای که احتمالا مدیران بازاریابی برند نوین چرم در نظر نگرفته‌اند این بود است:

 

بهرام رادان اصلا چرم‌پوش نیست!!

 

چند تصویر از بهرام رادان در جستجوی گوگل می‌بینید که در حالت عادی چرم پوشیده باشد؟؟

 

پس اولین اشتباه در انتخاب بهرام رادان برای نوین چرم این بوده که این ستاره اصلا چرم پوش نیست!

 

بالطبع مردم هم به راحتی باور نخواهند کرد که بهرام رادان به خاطر کیفیت نوین چرم پوشیده است!!

 

حال یک نمونه خارجی را مثال می‌زنم:

 

تایگر وودز که در بالای مقاله هم به آن اشاره کردم در زمانی نماینده برند اتومبیل بیوک بود.

 

برای توضیح بیشتر خوانندگان ایرانی می‌گویم که بیوک از محصولات ارزان جنرال موتورز محسوب می‌شود!

 

یعنی اگر بخواهم قیاس ایرانی بگیرم گویی که محمدرضا گلزار در ایران سفیر اتومبیل سمند شود!!

 

آیا این امکان وجود دارد که محمدرضا گلزار سمند سوار شود؟؟

 

یک مثال دیگر ایرانی:

 

 تبلیغات مثلا غیر مستقیم و محتوایی رامبد جوان در برنامه خندوانه هم از همین دست است!!

 

به نظر  شما چند درصد از مردم ایران باور می‌کنند که رامبد جوان در منزل خودش یخچال فریزر اسنوا یا تلویزیون اسنوا داشته باشد؟

 

آیا ستاره‌ای که برای دستمزد هر برنامه تلویزیونی‌اش صحبت از ارقام چند ده میلیون تومانی است، در منزلش از ماشین ظرفشویی اسنوا استفاده می‌کند؟؟

 

البته این اشتباه رامبد جوان نیست! او پولش را گرفته است.

اشتباه، به تیم بازاریابی شرکت سفارش‌دهنده مربوط است که احتمالا مقداری توهم معروفیت بیش از حد برند زده‌اند!

 

دوستان خوبم  در شرکت اسنوا!!

شما در لوازم خانگی لوکس، رقبای بسیار قدر خارجی دارد و اسنوا جزو انتخاب‌های بسیاری از مردم ایران قرار ندارد!!

 

حال  دوباره به تایگر وودز بپردازیم:

طی ۶ سالی که تایگر وودز نماینده برند بیوک در آمریکا بود این برند ۶۸ درصد کاهش فروش داشت!

 

شخصی مثل تایگر وودز که قایق ۲۰ میلیون دلاری دارد منطقی نیست که اتوموبیل ۲۰هزار دلاری سوار شود!

 

بلکه او اگر نماینده کادیلاک که لوکس‌ترین اتومبیل آمریکایی است و ماشین‌های ۵۰٫۶۰ هزاردلاری دارد، می‌شد این کار باورپذیری بیشتری داشت!

 

همین‌طور هم اگر در ایران رامبد جوان نماینده شرکت بوش می‌شد شاید باورپذیرتر بود!

 

اما اسنوا هرگز!!

پس به مولفه باور پذیری نماینده برند باید توجه بسیار زیادی صورت گیرد.

 

  1. سومین عامل هم خطای ستاره است که می‌تواند آسیب‌زننده باشد. البته این عامل را ما در ایران کم‌تر با آن مواجه هستیم اما بعید نیست!!

 

فرض کنید که سوشا مکانی نماینده تبلیغات یک برند بود!

 

خوب با توجه به مشکلاتی که برای این شخص پیش آمد، می‌توانست ضربه سنگینی به برندی که نماینده آن بود وارد نماید.

 

این اتفاق چندسال پیش برای شرکت دل در آمریکا اتفاق افتاد!

 

بنجامین کورتیس جوانی ۲۱ ساله که در سال ۲۰۰۱ نماینده این برند بود، چندی بعد به خاطر حمل ماری جوانا دستگیر شد۱

لطمه سختی به برند دل و فروش آن وارد گردید.

ضمن این که بازار هدف شرکت دل اغلب شرکت‌ها بودند و نه جوانان!!

 

پس از ابتدا هم این نماینده به اشتباه انتخاب شده بود!!

 

حال یک نکته دیگر که در  مورد حضور هنرمندان در تبلیغات و  انتخاب نماینده برند قابل بحث است، سن نماینده است!!

 

مثلا ایرادی که به یکی از نماینده‌های برند شکلات اسنیکرز گرفته شده بود استفاده از خانم بتی وایت ۸۰ ساله بود!!

حضور هنرمندان در تبلیغات
betty white

 

در حالی که به نظر من جمشید مشایخی که چندین سال پیش برای تبلیغ برند اوجنرال انتخاب شده بود، گزینه مناسبی بود!!

 

خصوصا این که شعار بسیار متناسبی را برای این برند در نظر گرفته بودند!!

 

پیرکولرها!!

 

این شعار و این تبلیغ عالی بود!!

نشان از سابقه و قدرتمندی برند داشت و جمشید مشایخی هم الحق گزینه خوبی برای این کاربود!!

 

پس پیشنهاد می‌کنم قبل از انتخاب احتمالی حضور هنرمندان در تبلیغات شرکت یا برند خودتان حتما این موارد بسیار مهم را درنظر یگیرید.

امیدوارم مطالب ذکر شده بالا برای شما دوستان هزارمدیر جذاب و کاربردی بوده باشد!!

موفق و نام‌دار باشید.

احسان مهدی‌نژاد

 

 

بالای سربرگ

مطالب مرتبط

15 نظر

  1. مريم زينلي

    نکته مهم و مورد سوال خیلی ازافراد وجوانان بود مساله برندها وتطابق بین فردمبلغ واون کالایی که براش تبلیغ میشود/جالب بود

    پاسخ
  2. محمدحسین غلامی

    سلام
    مقاله بسیار عالی بود. ممنونم از شما. موضوع این مقاله همیشه برای خود من یک سوال بود و سپاس که با نوشتن این مقاله به خیلی از سوالات من پاسخ دادید.

    پاسخ
  3. احمد معین

    سلام وقت بخیر به استاد گرامی
    بابت مطالب فوق العاده ای که در سایت قرار میدهید بسیار سپاسگزارم
    و این مطالب بسیار کاربردی و مهم است و اجرای آنها و عمل کردن به آنها مهمتر
    باز هم ممنونم از مطالب شما

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره رایگان انتخاب اسم برند
برای دانلود 5 درس کاملا رایگان کافیست ایمیل خود را وارد نمائید
ایمیل شما دوست گرامی نزد ما محفوظ است