تبلیغات احساسی چیست؟

tablighat ehsasi

تبلیغات احساسی چیست؟

 

تبلیغات چیست؟

 

دانستن مفهوم درست این واژه شاید به شما میلیونها یا میلیاردها تومان سود رسانده یا ضرر برساند!!

 

فکر می‌کنم تبلیغات، از جمله واژه‌هایی است که این روزها بیشترین استفاده یا شاید سوءاستفاده از آن می‌شود!!

 

اکنون متولیان تبلیغات ادعا دارند که تبلیغات باید صرفا خلاقانه یا تبلیغات احساسی باشد و در اغلب اوقات حقیقت را فدای خلاقیت می‌کنند!!

 

من فکر می‌کنم که بسیاری از دست‌اندرکاران تبلیغات هنوز مفهوم تبلیغات و اثرکارکردی آن را درک نکرده‌اند!!

 

اغلب آن‌ها تبلیغات را به اشتباه یک هنر می‌دانند!!

 

اما آیا تبلیغات باید هنر باشد؟

 

اصلا می‌دانیم تعریف هنر چیست؟

 

پس گوش‌ها و چشم‌ها را باز کنیم تا این جملات را بشنویم و به خوبی متوجه بشویم که هنر چیست؟

 

چند لحظه‌ای در مورد واژه‌هایی که الان ذکر خواهم کرد تفکر کنید سپس به سوالات پاسخ دهید!!

هنر شمشیربازی

هنر نقاشی

هنر مجمسمه سازی

فیلم‌های هنری

هنر اسب سواری

هنر شعر

هنر خطاطی  و………………………………..

 

تقریبا  می‌توانم بگویم که تمام هنرها که در بالا ذکر شد روزگاری هنر نبوده‌اند و کارهای روزمره و واقعی بوده‌اند که در اجتماع کارکرد داشته‌اند!!

 

شمشیر تا ۱۰۰ سال پیش یک وسیله کاملا رزمی به حساب می‌آمد و در تمامی جنگ‌ها از این وسیله به شدت استفاده می‌گردید، کم کم با ورود سلاح گرم شمشیر از کارکرد واقعی خودش دور شد و به یک هنر و یک ورزش تبدیل شد!!

شمشیرزنی
هنر شمشیرزنی

 

هنر نقاشی!!

نقاشی( کشیدن تصویر افراد و مناظر) تا قبل از اختراع دوربین عکاسی یک شغل به حساب می‌آمد و افراد مرفه جامعه از این طریق از خود و افراد خانواده‌شان تصاویر به یادگار می‌گذاشتند!

اما با ورود دوربین عکاسی کم کم نقاشی شکل هنر به خودش گرفت در حالی که قبل از آن  یک شغل محسوب می‌شد!!

 

مجسمه‌سازی هم از هزاره‌های پیشین و از زمان پرستش خدایان چندگانه و اساطیر یونانی به وجود آمده است!!

در قبایل بومی سراسر دنیا هم آنها بت‌های خودشان می‌ساختند،  تا  با ظهور ادیان الهی این بت‌ها کم کم از دور خارج شدند و مجمسه‌سازی شکل هنر به خودش گرفت.

اسب ‌ُسواری هم که دیگر نیازی به توضیح ندارد! خوب تا قبل از اختراع وسایل نقلیه موتوری اسب یکی از ارکان اصلی حمل و نقل در دنیا بوده است!

اما امروز یک هنر لوکس و گران قیمت  محسوب می‌گردد!!

 

فیلم‌های منسوب به فیلم‌های هنری هم که تعریفش مشخص است!!

 

امروزه فیلم‌هایی که مخصوص جشنواره‌های بین‌المللی تهیه می‌شود و به عبارتی اغلب مردم ازآن سر در نمی‌آورند را فیلم‌های هنری می‌نامند!!

art film
فیلم هنری

 

آیا غیر از این است؟؟

 

حالا با توجه به تمام این تعاریف، به نظر شما آیا ما باز هم به تبلیغاتی که شبیه هنر باشد یا تبلیغات احساسی صرف، نیاز داریم؟؟

 

من که به شخصه به این نوع تبلیغات هیچ نیازی ندارم!!

 

من اگر هزینه‌‌ای بابت تبلیغات می‌کنم دوست دارم بابت این تبلیغ، فروشم را بالا ببرم و نه این که به به و چه چه بشنوم!!

 

تبلیغی که برای شما فروش ایجاد نکند دوریال هم نمی‌ارزد!!

 

حال شاید برخی از دوستان بگویند که شاید هدف تبلیغ فروش نباشد و آگهی دهنده قصد برندسازی داشته باشد!!

کاملا صحیح است!

 

اما مگر چند نفر و چند شرکت در سراسر دنیا داریم که فقط صرف برندسازی آگهی بدهند!!؟؟

 

آیا یک نماینده مجلس که قصد معروفیت و ساخت برند شخصی خودش را دارد غیر از این است که می‌خواهد رای جمع کند؟؟

 

آیا شرکتی که قصد برندسازی دارد، در راه اهداف عام‌المنفه تبلیغ می‌کند یا در نهایت قصد فروش بیشتر دارد؟؟

 

پس من فکر می‌کنم هر تبلیغی باید حاوی پیشنهادی مستقیم یا غیر مستقیم برای فروش باشد!

 

در غیر این صورت این تبلیغ هیچ ارزشی ندارد.

 

اما بپردازیم به نقش تبلیغات احساسی و منطقی!!

 

چندین سال پیش خانم شلی لازار، رئیس هیات مدیره آژانس‌های تبلیغاتی ایالات متحده در هشتاد ویکمین اجلاس این آژانس بیان کرد که:

 

مصرف‌کنندگان کاملا غیرمنطقی هستند!!

 

او همکارانش را به ساخت تبلیغات احساسی و خلاقانه و غیر متعارف تشویق نمود!!

 

متاسفانه ما هم شاهد هستیم که این روند خلاقانه‌سازی صرف یا هنری‌سازی مثل سرطان تمام گستره تبلیغات را در بر گرفته است!!

 

اما اگر این دوستان آگهی‌ساز ما کمی کار فروشندگی یا بازاریابی انجام داده‌ باشند به سرعت متوجه می‌شوند که مشتریان خیلی هم احساسی نیستند!!

 

شما اگر مقداری فعالیت واقعی در بازار انجام داده باشید متوجه می‌‌شوید که برای فروش هر کالا یا خدمتی اگر نتوانید به مشتری دلایل منطقی بدهید سخت بتوانید فروش را به انجام برسانید!!

 

شما اگر امروز یک جاروبرقی برند بوش یا پاناسونیک با قیمت بالای ۱ میلیون تومان به مشتری می‌فروشید، باید بتوانید آلمانی یا ژاپنی بودن آن را اثبات کنید!!

 

مشتریان امروز بسیار هوشمند هستند و به راحتی ادعای هر فروشنده یا بازاریابی را  صرفا با تبلیغات احساسی باور نمی‌کنند!!

 

نکته جالب توجه دیگری را مثال می‌زنم!!

آیا دختری که عاشق پسری می‌َشود یا بالعکس فقط بر اساس احساسات صرف عمل می‌کند؟؟

من که ابدا این طور فکر نمی‌کنم!!

 

مطمئنا در پسر یا دختر طرف مقابل ویژگی‌های منطقی‌ای وجود دارند که باعث این انتخاب شده‌اند!!

 

ظاهر جسمانی یک شخص و انتخاب او بر این اساس یک انتخاب منطقی است و نه احساسی!!

 

از میلیون‌ها سال پیش انسان‌ها مثل سایر گونه‌های روی کره زمین همیشه به دنبال جفت  قدرتمند، زیبا و سالم می‌گشته‌اند تا بتوانند نسلی قوی از خودشان برجای بگذارند!!

پس اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم که انتخاب های افراد شاید از نظر برخی از ما صرفا احساسی به نظر برسد اما مطمئنا برای خود آن افراد حتما دلایل منطقی وجود دارد!!

love
عشق

 

چندین سال پیش پروفسورها ریچارد و برنی لازاروس، روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا کتابی تالیف نمود با عنوان passion & reason که توسط انتشارات اکسفورد به چاپ رسیده است.

وی در این کتاب افسانه‌های احساسات را رد کرده است و اذعان دارد که احساسات و هوش یا intelligence همیشه همراه هم هستند!!

 

احساسات ما همیشه به مقدار زیادی وابسته به استدلال‌های ماست!

passion & reason
احساس و استدلال

 

احساسات بدون معنی و ارزیابی هیچ ارزشی ندارند!! پس تبلیغات احساسی هم به تنهایی هیچ فایده‌ای ندارد!

 

اما احساس بستگی زیادی به این موضوع دارد که هر فردی آن را چگونه برای خودش معنا می‌‌کند!

 

نتیجه‌ای که می‌توانیم از این موضوع بسیار مهم و مغفول مانده بگیریم این است:

 

اگر هر نوع آگهی یا تبلیغات باعث برانگیختن احساسات بشود ولی دلیلی برای خریدار ایجاد نکند همه این زحمات تبلیغات احساسی به هدر می‌رود!!

 

همچنین دکتر کارول موگ روانشناس می‌گوید:

 

رفتارهای کاملا احساسی فقط نزد بچه‌های کم سن و سال و یا افراد بزرگسالی که نقص ادراکی دارند وجود دارد!!

 

ایا هدف تبلیغات فقط این دسته از افراد جامعه هستند؟؟

 

آیا اشخاصی که گوشی ۳ تا ۴ میلیونی آیفون را می‌خرند فقط صرف احساسات این کار را انجام می‌دهند؟

 

من که به شخصه هیچ وقت به این صورت نه خرید کرده‌ام و نه خرید خواهم کرد!!

 

اگر گوشی آیفون نرم‌افزار پرقدرت I.O.S و سیستم یکپارچه سخت افزار و نرم‌افزاری موجود را نداشت، همچنین دوربین با کیفیت و این همه امکانات کاربردی را نداشت، آیا باز هم این همه فروش داشت؟

 

آیا افراد فقط به خاطر علامت سیب ایفون، یا نماد سه پر مرسدس بنز ویا آرم رولکس است که این محصولات را خریداری می‌کنند؟

 

نه مطمئنا این طورنیست و اغلب افراد با توجه به موارد منطقی که بسیار هم درست است خرید می‌کنند!

 

آیا اگر در یک تبلیغات احساسی، اگر آن  آگهی، هم در تکمیل منطق  و هم در تحریک احساسات عمل کند بسیار ارزشمندتر نخواهد بود!!

 

نکته بسیار مهم:

 

حال شاید برخی از دوستان بگویند که:

ما بر اساس همین آگهی تبلیغات احساسی خرید کرده‌ایم بارها وبارها!!

 

بلی درست است. همان‌طور که ممکن است فردی بر اساس احساسات زیاد ازدواج کند!!

اما اگر منطق درستی پشت این احساسات وجود نداشته باشد، خریدار به زودی پشیمان خواهد شد!!

 

پس یک تبلیغات احساسی اگر هم بتواند به فرض شخصی را ترغیب به خرید محصول یا خدماتی کند که منطق درستی پشت آن یشت آن نیست چه خواهد شد؟

خریدار به سرعت پشیمان شده و تقاضای عودت محصول یا پس گرفتن پولش را دارد!!

 

اگر هم موفق بدین کار نشود شروع به تبلیغات منفی بر علیه آن محصول یا خدمات خواهد کرد!!

 

پس پشت هر محصول، آگهی، شعار باید یک منطق قوی وجود داشته باشد!!

 

یک مثال به روز:

 

چند روز پیش آگهی جدیدی دیدم از شرکت پاکبان که واقعا کیف کردم!

 

شیرتازه پاکبان!!

 

بسته‌بندی جدید تتراپک با قابلیت نگهداری ۸ روزه شیر!!

 

در جایی که تمام رقبا شیرهای تازه‌شان در نهایت ۵ روز زمان دارد!!

این یک اگهی قدرتمند و ارزشمند است!

shir tazeh
شیرتازه پاکبان

 

من تا قبل از دیدن این اگهی شیردامداران می‌خریدم ولی پاکبان یک دلیل منطقی بسیار قدرتمند به من داد که مشتری پاکبان شوم!!

 

حالا تصور کنید که پاکبان چه آگهی خلاقانه‌ یا هنرمندانه‌ای می‌توانست بسازد تا باعث جلب مشتریانی مثل من شود؟؟؟

 

پس در هرگونه پیام تبلیغاتی که می‌سازید یا سفارش می‌دهید ارزش منطق یا ارزش خبری را فدای خلاقیت و هنرمندی تراوش شده تبلیغ نویسان نکنید!!

گول تبلیغات احساسی یا بهتر بگویم صرفا احساسی را نخورید!!

 

محصول دانلودی کتاب نامهای تجاری، تنبل، زرنگ، خنثی در لینک زیر موجود است

 

موفق و نام‌دار باشید

احسان مهدی‌نژاد

ehsan mehdi nezhad
احسان مهدی نژاد

 

 

 

 

بالای سربرگ

مطالب مرتبط

13 نظر

  1. آزاده حيدرى

    کاملأ موافقم من هم منطقى خرید مى کنم و از خریدهاى احساسیم همیشه پشیمون شدم.ولى نقش احساس رو در خرید نمیتونیم نادیده بگیریم چون همه مثل ما فکر نمى کنند.

    پاسخ
  2. پروين شيربيشه

    با سلام
    ضمن تشکر از مطالب خوب سایت شما
    توجه به هر دو بعد منطق و احساس در هر کار تجاری اهمیت دارد و جهت استحکام تبلیغات می شود
    در مورد هنری بودن تبلیغات، باید گفت هنر در چنین تعریفی در خدمت فروش و سود بیشتر ظاهر می شود
    یک تبلیغ هنرمندانه، می تواند از سایر تبلیغات متمایز شود و تاثیر گذاری بیشتری روی مخاطب داشته باشد. چون ذهن انسان در مواجهه با یک صورت یونیک توجه بیشتری از خودش نشان می دهد و جذب آن می شود

    پاسخ
  3. احمدرضا فاضلي

    با سلام و احترام
    بحث احساسات و دخیل بودن ان بر تصمیمات ما بسیار مهم و قابل تامل است
    ما انسان های عموما احساسی تصمیم می گیریم و بعد شروع به توجیه منطقی آن تصمیم می کنیم!
    اینجاست که باید مراقب احساسات خود باشیم
    تشکر بابت مقاله خوبتان
    موفق باشید

    پاسخ
  4. ولی بختیاری

    با سلام خدمت استاد مهدی نژآد عزیز
    من هم با نظر جناب آقای انصاری کاملاً موافقم، زیرا که علاوه بر اینکه خود جنس باید دارای مواردی باشد که از لحاظ فنی نیز بر بقیه محصولات رقبا، برتری داشته باشد، لکن در موقع خرید، احساسات فرد است که فرد را به سمت خرید سوق میدهد، و فرمایش شما نیز کاملا متین است که پشیمانی بعد از خرید نیز وجود دارد، اگر محصول از لحاظ فنی و مالی بتواند با بقیه محصولات رقابت نماید، دیگر این احساس وجود ندارد.
    شما قبول دارید که بسیاری از صف خرید همین آیفون علاوه بر بحث فنی که دارد، از بحث احساسات نیز بسیار استفاده گردیده است؟
    مقاله خوب و بحث برانگیزی بود ممنون از شما

    پاسخ
  5. سید حسین علوی

    سلام .جناب مهدینژاد احساسی بودن خرید لزوم تبلیغ احساسی را ایجاد میکند این به این مفهوم نیست که کالا نباید دلیل منطقی خوبی نداشته باشد بلکه به این معنی است کیفیت کالا و دلایل منطقی کالا جزء لاینفک کالا باید باشد و کالای ما فرا تر از همه اینها حس خوب را هم برایتان ایجاد میکند . کاری که اپل میکند. اتفاقا خرید گوشیهای اپل اکثر احساسی است چو اصلا کارکرد این گوشی با سیستم مخابرات ایران مشکل داره و حتی در اکثر موارد خود خریدار امکانات گوشی رانمیداند. اپل یعنی کلاس بالای یک گوشی برند اکثر مردم به این دلیل بابتش پول میدهند ولی خریدسان را متطقی توجیه میکنند و…

    پاسخ
  6. مسعود زارعی

    عموم مردم را نمی‌دانم ولی من به شخصه با شما موافق هستم. خریدهایم معمولا احساسی نیست!
    اما در شغل فعلی‌ام (فروش فرش ماشینی) معمولا افراد به ظاهر فرش اهمیت بیشتری می‌دهند تا کیفیت آن! البته می‌توان آن را هم این گونه توجیه نمود که یکی از دلایل منطقی خرید فرش،‌زیبا نمودن محل سکونت است،‌پس باید زیبا هم باشد.

    از مقاله‌ی خوبتان خیلی ممنون.

    پاسخ
  7. محمدرضا انصاری

    بسیار عالی.توضیحات بسیار خوب و منطقی بود. ولی من همچنان فکر می کنم گاهی اوقات احساسی خرید می کنم.بعد که به منطق رجوع می کنم می بینم که احاطه یا اثرگذاری تبلیغات احساسی بسیار قوی بوده است که هنگام خرید چشم منطق من را کور کرده است.

    پاسخ
    1. احسان مهدی نژاد

      ممنون دوست عزیز جناب انصاری. فرمایش شما کاملا صحیح است. دقیقا تبلیغات احساسی ممکن است در شما هیجان اولیه به وجود آورد و حتی باعث خرید هم بشود. اما حس پشیمانی بعد از آن است که به دلیل عدم وجود منطق باعث شکست این تبلیغات شده است

      پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره رایگان انتخاب اسم برند
برای دانلود 5 درس کاملا رایگان کافیست ایمیل خود را وارد نمائید
ایمیل شما دوست گرامی نزد ما محفوظ است